پرتال استان اصفهان - پرسش و پاسخ درباره ماه رمضان2
پرتال استان اصفهانسرويسهاي الکترونيکپست الکترونيکبانک اطلاعات پژوهشي
صفحه اصلي
صفحه اصلي   فرهنگ و هنر  دين و انديشه  ويژه نامه مناسبتهاي ملي و مذهبي  وِیژه نامه ماه رمضان  پرسش و پاسخ درباره ماه رمضان2

20 پرسش و پاسخ در مورد ماه مبارک رمضان  _ صفحه 2

11 -  چه كنيم تا آثار و بركات ماه رمضان را در خود بيشتر حفظ كنيم؟

بدون ترديد يك ماه روزه دارى و مبارزه عملى با هواهاى نفسانى تأثير بسيار عميقى در روح و روان و سلامت جسمانى انسان دارد اما چه كنيم روزه ما اثرش بر نفس و جان باقى بماند؟
در مرحله نخست بايد بكوشيم روزه ما كامل و واقعى باشد آن گاه اثر آن تا سال آينده بلكه براى هميشه باقى مى‏ماند.
امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «هرگاه روزه دار هستى پس بايد گوش و چشم تو از حرام به دور و جوارح و اعضاى تو از زشتى‏ها پاك باشد. بايد كارهاى‏بيهوده و لغو را از خود دور كنى لازم است بر تو حلم و وقار و خشوع روزه واقعى [زيرا روزه دار واقعى كسى است كه‏] كاملًا مراقب و مواظب تمامى شئون زندگى‏اش باشد تا كوچك‏ترين نواقص شرعى عرفى و اخلاقى از او مشاهده نگردد روزه‏دار بايد در حد امكان سكوت و خاموشى را اختيار كند مگر ذكر خدا و بيان نيازمندى‏هايش. از قهقهه و بلند خنديدن بپرهيزد زيرا خداوند بر خنده‏هاى قهقهه خشم دارد»)1(.
از اين سخنان پر معناى امام صادق‏عليه السلام استفاده مى‏شود كه روزه وقتى كامل است و ما روزه‏دار واقعى محسوب مى‏شويم كه اين عمل فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نباشد بلكه همه اعضا و جوارح ما روزه‏دار باشد. چنين روزه‏اى كامل و واقعى است و طبعاً اثر آن پايدار خواهد بود. البته علاوه بر آنچه گفته شد دو عمل مهم ديگر بايد انجام دهيم تا اثر روزه تا ماه مبارك رمضان بعدى باقى بماند:
يكم. پرهيز از آنچه كه موجب زايل شدن اثر روزه مى‏شود. علت غايى روزه دستيابى به «تقوا» (دورى از گناه) است چه اينكه گناه با غايت و هدف روزه منافات دارد و در تعارض است و ما هنگامى مى‏توانيم از اثر روزه (تقواى الهى) به طور مستمر بهره‏مند شويم كه رفتارمان همسو و هم جهت و در راستاى پرهيزگارى باشد.
دوم. علاوه بر اجتناب از گناه بايد ارتباط خود را با آنچه در ماه مبارك رمضان انجام داده‏ايم قطع نكنيم يعنى براى تقويت آثار روزه گاهى روزه بگيريم. البته اين روزه‏ها واجب نيست ولى از نظر كيفيت بايد به همان صورتى باشد كه در ماه مبارك رمضان روزه مى‏گيريم يعنى همه اعضا و جوارح ما روزه باشد.
بنابراين استوارى عمل و مداومت بر آن موجب مى‏شود اثر آن عمل باقى بماند. امام باقرعليه السلام فرمود: «دوست داشتنى‏ترين عمل نزد خداوند عملى است كه بنده آن را ادامه دهد هر چند اندك باشد»)2( و يكى از دلايل استمرار عمل حفظ و بقاى اثر آن است. از نظر علمى و تجربى نيز اين حقيقت ثابت شده است كه براى ماندگارى يادگيرى و نهادينه شدن صفات اخلاقى و معنوى يك فرآيند دو مرحله‏اى را بايد طى كرد: شكل‏گيرى و تثبيت و بقا.
هر مهارتى كه انسان به دست مى‏آورد براى تثبيت و بقاى آن بايد ارتباط خود را با آن مهارت- اگر چه به صورت اندك حفظ كند. اين مطلب در مورد مسائل معنوى و اخلاقى نيز صدق مى‏كند يعنى اگر مى‏خواهد اثرات ماه مبارك رمضان نه تنها تا ماه رمضان بعدى حفظ شود بلكه به عنوان يك سرمايه معنوى براى هميشه باقى بماند بايد ارتباط خود را با اين ماه حفظ كند. نگه داشتن اين ارتباط ممكن نيست مگر با انجام دادن همان اعمالى كه در ماه رمضان انجام مى‏داد.
از اين رو توصيه مى‏شود بعد از ماه مبارك رمضان گاهى روزه بگيريد و تلاوت قرآن را- هر چند روزى يك صفحه قطع نكنيد و دعاهاى مربوط به ماه‏هاى بعد از رمضان را هر روز بخوانيد. سيره عملى بزرگان دين- مانند پيامبر و ائمه‏عليه السلام همواره اين بوده كه بعضى از روزها را روزه مى‏گرفتند و توصيه مى‏كردند كه حداقل هر ماه سه روز روزه بگيريد (اول وسط و آخر ماه) و حداقل هر روز پنجاه آيه قرآن را تلاوت كنيد و اين سيره و سفارش‏ها شايد براى استمرار و بقاى آثار ماه مبارك رمضان و تبديل آن حالات معنوى به صفات و ملكات ماندگار و هميشگى است به گونه‏اى كه اين آثار جزء وجود و شخصيت انسان شود و همواره رفتارهاى او را تحت تأثير قرار دهد.
پى‏نوشت‏
)1( بحارالانوار ج 96 ص 292.
)2( اصول كافى ج 3 ص 129 ج 2.


12- رابطه قرآن و ماه رمضان چگونه است و چرا اين ماه «بهار قرآن» ناميده شده است؟

با استفاده از آيات و روايات به روشنى ثابت مى‏شود: روزه اگر چه عبادت‏مهمى است و داراى ثواب بسيار است اما مقدمه‏اى براى رسيدن به مرحله تقوا است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»)1( «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما مقرر شده است همان‏گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد».
هدايت كامل متقين وابسته به بهره‏مندى از قرآن است: «الم ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ»)2( «الم اين كتابى است كه در [حقانيت‏] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است».
از اين رو فضيلت مهم ماه رمضان به نزول قرآن در اين ماه است: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ»)3( ماه رمضان [همان ماه‏] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است كه مردم را راهبر است».
از اين رو رابطه خاصى بين قرآن و ماه رمضان وجود دارد. همان طور كه در فصل بهار عالم طبيعت و انسان شادابى خاص و حيات مجددى پيدا مى‏كند قرآن نيز بهار دل‏ها است كه با خواندن و يادگيرى و فهميدن معارف آن دل‏ها همواره زندگى ويژه‏اى مى‏يابد. امام على‏عليه السلام مى‏فرمايد: «تعلّموا كتاب الله تبارك و تعالى فانه احسن الحديث و ابلغ الموعظة و تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب»)4( «كتاب خداوند- تبارك و تعالى را ياد بگيريد زيرا آن زيباترين گفتار و رساترين موعظه‏ها است و فهم در قرآن پيدا كنيد زيرا آن بهار دل‏ها است». بنابراين رابطه قرآن با ماه رمضان خيلى عميق است و انسان با خواندن و يادگيرى قرآن و تدبير و تعميق در آن در اين ماه مى‏تواند به حيات طيبه رسيده و شب قدر را- كه با حقيقت قرآن متّحد است درك كند و بنابر فرمايش رسول خداصلى الله عليه وآله (در خطبه جمعه آخر ماه شعبان) خواندن يك آيه از قرآن در ماه رمضان معادل با ثواب يك ختم قرآن در ماه‏هاى ديگر است.)5(
پى‏نوشت‏
)1( بقره )2( آيه 183.
)2( همان آيه 1 و 2.
)3( همان آيه 185.
)4( تحف العقول ابن شعبة الحرانى ص 150.
)5( عيون اخبار الرضا ج 2 ص 266.

 

13- يكى از دعاهاى معروف در ماه رمضان «دعاى ابوحمزه» است. اگر ممكن است به طور مختصر نكاتى جهت آشنايى با اين دعا بفرماييد.

از دعاهاى شورانگيز ماه رمضان دعاى ابوحمزه ثمالى است. اهل دعا و انس با خدا با اين دعا آشنايى ديرينه دارند. اين دعا- كه از اشك شوق و طراوت و از سوز آه و رايحه مناجات معطّر شده است از قلب آسمانى و ملكوتى سرحلقه دلدادگان و زينت عابدان امام سجادعليه السلام سرچشمه گرفته و بر زبان پاك و حق گويش جارى گشته است.
ابوحمزه ثمالى از ياران نزديك آن حضرت اين دعا را از آن امام همام نقل كرده و به همين جهت دعا به نام وى شهرت يافته است. وى مى‏گويد: حضرت زين‏العابدين‏عليه السلام در ماه مبارك رمضان بيشتر شب در حال نماز بود و چون سحرگاهان فرا مى‏رسيد اين دعا را مى‏خواند. اين دعا از نعمت‏هاى بزرگ الهى و از گنج‏هاى نهفته و پنهان ربوبى و فوران عشق و محبت و بيانگر اوج بندگى و خاكسارى است. اگر اين دعا و صدها دعاى نظير آن نبود نمى‏دانستيم در خلوت انس با پروردگار چگونه و با چه كلماتى با او سخن بگوييم و از آن كريم بنده‏نواز چه درخواست كنيم و رسم و ادب بندگى را چگونه به جاى آوريم؟
اين دعا داراى چند بخش است:
بخش نخست
مشتمل بر سپاس و ثناى خداوند و معرفى آن يكتاى بى‏همتا و بيانگر باز بودن و نزديك بودن راه قرب به او است. به چند قسمت از اين بخش اشاره مى‏شود:
1- 1. «بك عرفتك و انت دللتنى عليك و دعوتنى اليك و لولا انت لم ادر ما انت» «خدايا تو را با خودت شناختم و تو مرا به سوى خود راهنمايى و دعوت كردى و اگر تو نبودى نمى‏دانستم تو كيستى».
2- 1. «اللهم انى اجد سبل المطالب اليك مشرعة و مناهل الرجاء اليك‏مترعة و الاستعانة بفضلك لمن امّلك مباحة و ابواب الدعاء اليك للصارخين مفتوحة و اعلم انك للراجى بموضع اجابة و للملهوفين بمرصد اغاثة» «خداوندا من راه‏هاى خواسته‏ها را به سوى تو باز و هموار چشمه‏هاى اميد به تو را پر آب يارى جستن به فضل و كرمتت را براى آرزومندان روا و درهاى دعا به درگاهت را گشاده مى‏يابم. خدايا مى‏دانم تو در جايگاه اجابت اميدواران و فريادرسى پريشان حالان قرار دارى».
3- 1. «و انّ الراحل اليك قريب المسافة و انك لاتحتجب عن خلقك الا ان تحجبهم الاعمال دونك» «خداوندا مى‏دانم كه رهروان كعبه ديدارت را راه اندك است و مقصد نزديك و مى‏دانم كه ميان تو و بندگانت حجابى جز اعمال بد و زشت آنان نيست».
بخش دوم
بيانگر خوف و رجا و بيم و اميد بنده در برابر مولاى عظيم و مهربان است. از يك طرف عظمت و جلال و شكوه بى انتهاى خداى متعال قلب بنده عارف را تسخير مى‏كند و بندبند وجودش را به لرزه درآورده بى‏اختيار نغمه «سبّوح قدّوس» بر زبانش جارى مى‏شود. از طرف ديگر رحمت و كرم بى‏پايان حق همه وجودش را از اميد سرشار مى‏سازد و وجودش را از شوق لبريز مى‏كند. هنگامى كه جرم عصيان گستاخى و غفلتش را به ياد مى‏آورد در گرداب ترس از كيفر الهى مى‏افتد و زمانى كه لطف و كرم و گذشت آن مولاى مهربان را مشاهده مى‏كند به ساحل اميد و شوق پا مى‏گذارد و نور اميد در قلبش مى‏درخشد:
1- 2. «اذا رايت مولاى ذنوبى فزعت و اذا رايت كرمك طمعت فان عفوت فخير راحم و ان عذّبت فغير ظالم» «سرور من زمانى كه گناهانم را مى‏بينم در ورطه وحشت فرو مى‏افتم و زمانى كه لطف و كرمت را مى‏بينم طمع مى‏كنم. پس اگر ببخشى بهترين رحم‏كننده‏اى و اگر كيفر دهى بر من ستمى نكرده‏اى».
2- 2. «عظم يا سيدى املى و ساء عملى فاعطنى من عفوك بمقدار املى و لا تواخذنى بأسوء عملى فان كرمك يجلّ عن مجازاة المذنبين و حلمك يكبُر عن مكافات المقصرّين» «سرور و آقاى من اميدم به تو فراوان و كردارم زشت و ناپسند است. هم‏سنگ آرزويم از من درگذر و مرا با بدترين كردارم كيفر مكن چون لطف و بزرگوارى تو بسى برتر از كيفر مجرمان و شكيبايى تو بزرگ‏تر از مجازات اهل تقصير و خطا است».
3- 2. «الهى و سيدى و عزّتك و جلالك لئن طالبتنى بذنوبى لاطالبنَّك بعفوك‏و لئن طالبتنى بلؤمى لاطالبنّك بكرمك» «خداى من آقاى مهربان به عزّت و فرّ و شكوهت سوگند اگر از گناهانم بازپرسى من نيز از عفو و گذشت تو خواهم پرسيد و اگر مرا به پستى و زبونى‏ام بازخواست كنى تو را به بزرگى و كرمت بازخواست خواهم كرد».
4- 2. «و ما انَا يا ربّ و
ما خطرى هبنى بفضلك و تصدّق علّى بعفوك» «خدايا من چيستم و چه ارزشى دارم؟ آخر مرا چه اهميتى است كه بخواهى مرا به كيفر اعمالم برسانى؟ با فضل بى‏انتهاى خويش بر من ببخش و با عفو و گذشت خود بر اين بينوا تصدّق فرما».
5- 2. «و ما قدر اعمالنا فى جنب نعمك و كيف نستكثر اعمالًا نقابل بها كرمك» «خداوندا اعمال ناقابل و عبادات بى‏ارزش ما در برابر نعمت‏هاى انبوه و بى دريغ تو چه قدر و قيمتى دارد؟ و چگونه مى‏توانيم اعمال خويش را در برابر كرم بى‏پايان تو افزون به شمار آوريم؟»
بخش سوم
درباره درخواست‏هاى آن حضرت در مورد خود پدر و مادر خانواده اقوام اهل ايمان و اسلام است. چند نمونه از اين بخش بيان مى‏گردد:
1- 3. «اللهم إنى اسئلك صبراً جميلًا و فرجاً قريباً و قولًا صادقاً و اجراً عظيما» «خدايا از تو صبرى نيكو و زيبا گشايشى نزديك گفتارى راست و پاداشى بزرگ درخواست مى‏كنم».
2- 3. «اسئلك اللهم من خير ما سئلك منه عبادك الصالحون» «خدايا بهترين چيزى كه بندگان شايسته‏ات از تو درخواست كرده‏اند از تو مى‏خواهم».
3- 3. «يا خير من سُئل و اجود من اعطى اعطنى سؤلى فى نفسى و اهلى و والدىّ و ولدى و اهل حزانتى و اخوانى فيك» «اى بهترين كسى كه خواسته‏ها بر آستان او فرو مى‏آيد و اى سخاوتمندترين بخشنده خواسته مرا در مورد خود و خانواده‏ام و پدر و مادر و فرزندان و ياران دلسوز و برادران ايمانى‏ام برآورده ساز».
4- 3. «اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات الاحياء منهم و الاموات و تابع بيننا و بينهم بالخيرات اللهم اغفر لحيّنا و ميّتنا و شاهدنا و غائبنا ذكرنا و انثانا صغيرنا و كبيرنا حرّنا و مملوكنا» «خدايا زنان و مردان با ايمان- زنده و مرده‏شان را بيامرز و با نيكى و خوبى ما و آنها را پيوند ده.. خداوندا زنده و مرده حاضر و غايب مرد و زن بزرگ و كوچك و برده و آزاد ما را مورد بخشايش خود قرار ده».
5- 3. «اللهم صّل على محمد و آل محمد و اختم لى بخيرٍ واكفنى ما اهمّنى من امر دنياى و آخرتى» «خداوندا بر محمد و آل پاكش درود فرست و سرانجام كارم را خير و نيك قرار ده و امور مهم دنيا و آخرتم را كفايت فرما».
6- 3. «و ارزقنى حج بيتك الحرام فى عامى هذا و فى كل عام و زيارة قبر نبيك و الائمة عليهم السلام و لاتخلنى يا رب من تلك المشاهد الشريفة و المواقف الكريمة» «خدايا زيارت خانه گران‏قدرت و قبر پاك پيامبرت و امامان والا تبار را- كه درود و رحمت تو بر آنان باد امسال و در همه سال روزى‏ام گردان و مرا از آن جايگاه‏هاى گرامى و زيارتگاه‏هاى با شرافت محروم مساز».
بخش چهارم
در مورد خواسته‏هاى بلند و حاجت‏هاى ارزشمندى است كه رسيدن به آنها نيازمند آمادگى كافى و توجّه كامل به خداوند و اشتغال دائم به ذكر و ياد او است و جز براى عده‏اى محدود از اولياى الهى و بندگان خاص خداوند حاصل نمى‏گردد مانند:
1- 4. «اللهم انى اسئلك ايمانا لا اجل له دون لقائك احينى ما احييتنى عليه و توفّنى اذا توفيتنى عليه و ابعثنى اذا بعثتنى عليه» «خداوندا از تو ايمانى مى‏خواهم كه تا ديدار تو باقى و پايدار باشد مرا با آن زنده بدارى و با آن بميرانى و با آن برانگيزى».
2- 4. «اللهم إنى اسئلك ان تملا قلبى حبّا لك و خشية منك و تصديقا بكتابك و ايماناً بك و فرقاً منك و شوقا اليك» «خدايا از تو ملتمسانه مى‏خواهم كه قلبم را از محبت و ترس عارفانه از خود پر كنى و دلم را از ايمان و تصديق به قرآن و ترس از دورى‏ات آكنده و لبريز سازى».
3- 4. «و اجعلنى من اوفر عبادك عندك نصيبا فى كل خير انزلته و تنزله فى شهر رمضان فى ليلة القدر و ما انت منزله فى كل سنة من رحمة تنشرها و عافية تلبسها و بليّه تدفعها و حسنات تتقبّلها و سيئات تتجاوز عنها» «مرا از بندگانى قرار ده كه از هر خير و نيكى كه در شب قدر- در گذشته و حال و در هر سال نازل كرده‏اى از رحمتى كه مى‏گسترانى و عافيتى كه مى‏پوشانى و بلايى كه دور مى‏گردانى و اعمال نيكى كه مى‏پذيرى وگناهانى كه مى‏بخشى بيشترين بهره و نصيب را در نزد تو دارند».
سرانجام اين دعاى نورانى و سرشار از حقايق ربانى و معارف سبحانى با قسمتى پايان مى‏يابد كه خواست و آرزوى همه پاكان و شيفتگان حضرت
حق و عصاره و فشرده همه خواسته‏ها و حاجت‏هاى روحانى و معنوى است.
4- 4. «اللهم انى اسئلك ايمانا تباشر به قلبى و يقينا حتى اعلم انه لن يصيبنى إلا ما كتبت لى و رضّنى من العيش بما قسمت لى يا ارحم الراحمين» «خداوندا از تو ايمانى مى‏خواهم كه همدم قلبم باشد و يقينى درخواست مى‏كنم كه در پرتو آن بدانم هر چه به من مى‏رسد بر قلم قضا و خواست تو جارى گشته است و مرا از آنچه در زندگى قسمت و روزى‏ام ساخته‏اى خشنود ساز اى مهربان‏تر از هر مهربان».
اين قسمت از دعاى دلنواز ابوحمزه سه درخواست مهم و اساسى را در بر دارد خواسته‏هايى كه نيل به آنها آرزوى هميشگى بندگان صالح خدا بوده و تحقق آنها نشانه رسيدن به اوج قرب و قله كمال انسانى است. به دليل محتواى عالى اين بخش از دعا و تأثير عميق آن در سعادت حقيقى انسان بر آن تأكيد فراوان كرده و علاوه بر دعاى ابوحمزه در دعاهاى سحر اين ماه و نيز در شب‏هاى دهه آخر آن نيز آمده است.
خواسته اول «ايمان» كاملى است كه به واسطه آن همه حجاب‏هاى ميان بنده و پروردگار برداشته شود و خداوند مباشر و همنشين دل انسان باشد..)1(
ايمان داراى جايگاه ممتازى است. اميرمؤمنان‏عليه السلام در حديثى مى‏فرمايد: «لا شرف اعلى من الايمان»)2( «شرافتى بالاتر از ايمان نيست». در حديث پرمغزى راوى از حضرت صادق‏عليه السلام مى‏پرسد: چه عملى نزد خداوند از همه اعمال برتر است؟ حضرت‏عليه السلام مى‏فرمايد: آن عملى كه خداوند چيزى را بدون آن نمى‏پذيرد. راوى مى‏پرسد: آن چيست؟ حضرت صادق‏عليه السلام فرمود: «الايمان بالله الذى لا اله الا هو اعلى الاعمال درجةً و اشرفها منزلة و اسناها حظاً»)3( «ايمان به خداوندى كه معبودى جز او نيست عملى كه عالى‏ترين درجه و شريف‏ترين جايگاه و بالاترين بهره را دارد». البته ايمان مراحل و درجات مختلفى دارد چنان كه خود آن حضرت مى‏فرمايد: «ان الايمان عشر درجات بمنزلة السلم يصعد منه مرقاة بعد مرقاه»)4( «ايمان ده درجه دارد- مانند نردبان و بايد اين درجه‏ها را يكى يكى پشت سر گذاشت».
رسيدن به بالاترين درجه ايمان جز با گام نهادن در بندگى حقيقى وروى گرداندن از عبوديت غير خدا و توجه كامل به خداوند حاصل نمى‏گردد و اين همان حقيقتى است كه در مناجات شعبانيه بر زبان حق گوى اولياى برگزيده جارى شده است: «الهى هب لى كمال الانقطاع اليك وانر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير ارواحنا معلقة بعزّ قدسك»)5( «خدايا نهايت گسستگى از غير خود وپيوستگى به خود را بهره‏ام ساز و چشم‏هاى قلبمان را با روشنى نظر به خويش نورانى كن تا چشم دلمان حجاب‏هاى نور را پاره كند و به سرچشمه و كانون بزرگى و عظمت بپيوندد و روح‏هاى ما متصل به ساحت عزّت پاك و پيراسته‏تر گردند».
تقاضاى مباشرت و همنشينى خداوند با قلب و روح همان درخواست مشاهده پروردگار با چشم دل و ژرفاى ايمان است كه مقام بندگان شايسته و منزلتى بس رفيع و شريف است. اميرمؤمنان‏عليه السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد: «لا تدركه العيون بمشاهدة العيان و لكن تدركه القلوب بحقايق الايمان»)6( «چشم‏ها با ديدن آشكار خدا را نمى‏بينند بلكه دل‏ها با عمق و حقيقت‏هاى ايمان او را در مى‏يابند».
خواسته دوم در اين قسمت يقينى است كه ثمره آن رسيدن به اين دانش و دريافت است كه: «هر چه به انسان مى‏رسد از طرف خداوند و به اراده و مشيت او است».
يقين رأس دين)7( (اليقين رأس الدين) و ميوه آن (ثمرة الدين قوة اليقين) و برترين نوع ديندارى و دين مدارى (افضل الدين اليقين))8( است. يقين كيمياى سعادتى است كه به سادگى نمى‏توان بدان دست يافت و اكسير كميابى است كه به راحتى روزى كسى نمى‏گردد: «انّ الايمان افضل من الاسلام و ان اليقين افضل من الايمان و ما من شى‏ءاعزّ من اليقين»)9( «ايمان از اسلام برتر و يقين از ايمان بالاتر است و چيزى نادرتر از يقين نيست».
انسانى كه هر چه به او مى‏رسد همه را از خداوند مى‏داند و قلم خواست و قضاى الهى را در كنار هر حادثه‏اى مشاهده مى‏كند گوارايى و حلاوت يقين را با همه وجودش احساس كرده است و در ساحل آرامش و آسودگى روح به امواج سهمگين شك و اندوه و اضطراب اعتنايى ندارد و درياى آرام درونش با هيچ پيشامدى متلاطم نمى‏شود. از دريچه چشم خدابين چنين بنده‏اى پديده‏هاى محصول اتفاق و
تصادف و يكه تازان خودسر ميدان هستى نيستند بلكه تحت تدبير خالقى خبير و كاردان قرار دارند. دست قدرت و هدايت خداوند را بر هر پديده‏اى مى‏بينند و نشان و رد پاى او را در همه آنها مى‏يابند و چون همه را از دوست مى‏بينند همگى در نزدشان نيكو است. آرى بايد در سحرهاى سحرآميز ماه رمضان از فيض لبريز و لطف سرشار كردگار گران بهاترين وسيله رسيدن به اوج سعادت را گدايى كرد و آن چيزى جز «يقين» نيست. شهيد رمضان و مسند نشين عشق و عرفان اميرمؤمنان‏عليه السلام مى‏فرمايد: «الا باليقين تدرك الغاية القصوى»)10( «بدانيد كه تنها بر بال يقين مى‏توان به قله بلند آرمان و هدف دست يافت».
سومين درخواست خشنودى از قسمت الهى و رضايت به چيزى است كه او روزى ما ساخته است. اين مقام از ويژگى‏هاى مؤمنان راستين و صاحبان بصيرت و يقين است. در واقع رضا به داده‏ها از شيرين‏ترين ميوه‏هاى درخت ايمان و يقين است. حضرت صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «الرضا بمكروه القضاء من اعلى درجات اليقين»)11( «خشنودى از قضا و حكمى كه ناگوار و تلخ مى‏نمايد از بالاترين درجه‏هاى ايمان است».
صاحب مقام رضا از همه توانگرتر است: «اغنى الناس الراضى بقسم الله»)12( و گوارايى زندگى را بيش از ديگران احساس مى‏كند: «ان اهنا الناس عيشاً من كان بما قسم الله له راضياً»)13(.
انسانى كه آرامش روح و راحتى جسم را در تكاپوى بيش از اندازه و بى‏حاصل جست و جو مى‏كند در حقيقت راه را گم كرده و از زلال آموزه‏هاى روح‏پرور تربيت يافتگان حق دور افتاده است وگرنه مى‏دانست كه راحتى و آرامش روح و جسم در يقين و رضا است. اميرمؤمنان‏عليه السلام مى‏فرمايد: «من رضى بما قسّم له استراح بدنه»)14( «هر كس راضى به قسمتش شود بدنش در آسايش است» و امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «ان الله بِعدله و قسطه جعل الروح و الراحة فى اليقين و الرضا»)15( «خداوند بر اساس عدل و قسط خود آرامش و راحتى را در يقين و رضا قرار داده است».
سالار شهيدان اباعبداللَّه‏عليه السلام خشنودى و رضايت كامل خود را چنين به حضرت معبود اعلام مى‏دارد: «صبراً على قضائك يا ربّ لا معبود سواك يا غياث المستغيثين»)16( «در مقابل قضا و حكم تو شكيبايم اى پروردگارى كه جز تو خدايى نيست اى فرياد رس پناه آورندگان».
پى‏نوشت‏
)1( اصول كافى ج 2 ص 42 ح 1.
)2( على بن محمد الليثى الوسطى عيون الحكم والمواعظ ص 534.
)3( على سعادت پرور سر الاسراء ج 2 ص 325 ح 5.
)4( اصول كافى ج 2 ص 42 ح 1.
)5( مفاتيح الجنان اعمال ماه شعبان مناجات شعبانيه.
)6( نهج البلاغه خطبه 179 و به همين مضمون آورده در: بحارالانوار ج 4 ص 27 و ص 32 ج 8.
)7( تصنيف غرر الحم ص 62 ح 724( انتشارات دفتر تبليغات اسلامى (.
)8( على سعادت پرور سر الاسراء ج 2 ص 61 ح 17.
)9( همان ج 1 ص 494 ح 5.
)10( على سعادت پرور سر الاسراء ج 2 ص 61 ح 9.
)11( همان ج 1 ص 40 ح 5 بحارالانوار ج 71 ص 152 ح 60.
)12( همان ص 235 ح 4.
)13( همان ح 3.
)14( همان ص 40 ح 3.
)15( اصول كافى ج 2 ص 57 ح 2.
)16( سعادت پرور على فروغ شهادت ص 186 نجمى محمدصادق سخنان حسين بن على‏عليه السلام از مدينه تا كربلا ص 325 چاپ هفتم.
(انتخاب شده از cd پرسمان 2 )

 

14- چرا ما مسلمان هستيم؟

خداوند سبحان در قرآن کريم سوره مبارک روم آيه 30 بيان شگفتی دارد و می فرمايد: که دين فطری شما اسلام است ولی اکثريت شما آن را نمی دانيد!

 

15- چرا ما روزه می گيريم؟

خداوند متعال در قرآن کريم سوره مبارک مريم آيات 60 و 61 چنين می فرمايد: کسانی که به خداوند سبحان ايمان آوردند و کار نيک انجام دادند بهشت را بر آنان هديه می کنيم!

 

16- چرا بايد در ماه مبارک رمضان روزه بگيريم؟

خداوند رحمان و رحيم در قرآن کريم در سوره مبارک مريم (س) در آيه (62) بيان عجيبی دارد که می فرمايد: کسانی که بر اثر ايمان آوردن وارد بهشت می شوند، برای آنکه زندگی کردن را در آنجا بدانند، در اين جهان خداوند ماه مبارک رمضان را که ماه بهشتی است و روش غذا خوردن در آنجا صبح و شام است، برای آموزش زندگی در بهشت بايد در اين جهان تمرين و ممارست داشته باشيم تا در آن جهان دچار اشکال نشويم!

 

17- آيا تا بحال در اين زمينه تفکر کرده ايد؟

اگر ما مسلمانان در اين زمينه تفکر می کرديم که به قرآن عمل می کرديم، نه به فرهنک عقب افتاده غرب! ممکن است فرهنگ غرب برای غربيها خوب باشد نه برای ما، در حالی که غربی ها هم انسان هستند و بنده خدا می باشند، ولی مسولين آن جا دوست دارند که اينگونه زندگی نمايند و احساس راحتی هم بکنند. ما که غربی نيستيم، بخاطر همين هم هست که اين فرهنگ برای ما فرهنگ منحطی است!

 

18- آيا تا کنون فکر کرده ايد که در ماه مبارک رمضان چه غذائی بايد تناول کرد يا خير؟

مگر خداوند سبحان در قرآن کريم برای ما انسان ها غذا تعيين نکرده است، که ما به اين نوع غذاها عادت کرده ايم؟
مگر الگوی ما مسلمان ها حضرت رسول اکرم در قرآن کريم نيست؟ اين مطلب را در سوره مبارک احزاب آيه 21 می فرمايد. آيا ما مسلمانان اينگونه عمل می کنيم؟ در تمام موارد آن حضرت را الگو قرار می دهيم يا خير؟
همچنين در سوره مبارک مومنون آيه (51) بيان بسيار تکان دهنده ای را خداوند سبحان می فرمايد: ای پيامبر از غذاهای پاک و طيب تناول کن و عمل صالح را انجام بده! جای بسی تعجب است که پيامبری که رحمه للعالمين است که در سوره مبارک انبيا ء آيه 107 بيان می کند. پيامبری که رحمه للعالمين است بايد در غذای خود دقت کند تا اعمالش زير سوال نرود، تکليف ما انسان های عادی که حکم امت را داريم چه می شود؟
آيا ما مسلمانان ايران به اين مساله توجهی داريم يا خير؟ هنگام افطار با رزق حسن افطار می کنيم يا با غذائی که ماهيت آن برای ما مشخص نيست؟!
خداوند تبارک و تعالی در قرآن کريم چهار خصوصيت را برای غذای انسان بيان کرده است از جمله: حلال، طيب، حرام و خبائث.، که بعنوان نمونه در سوره مبارک مائده آيه (5) ودر سوره بقره آيه 168 حلال و طيب را بيان می کند و در سوره اعراف آيه 157 خبائث را بر مسلمانان حرام می کند و همچنين در سوره مبارک انعام آيه 145 غذاهای حرام را گوشزد می کند. آيا ما مسلمانان به اين آيات گهر بار و نورانی و سرنوشت ساز توجهی داريم يا خير؟
اگر توجه داشتيم که پيامبر گرامی اسلام از ما امت به ظاهر مسلمان نزد خداوند رحمان و رحيم شکايت نمی کرد، اين مساله در سوره مبارک فرقان آيه 30 بوضوح بيان شده است که رسول گرامی اسلام می فرمايد: خداوندا اين امت من قرآن را کنار گذاشته و مهجور قرار دادند!!!
آيا می دانيد که خداوند تبارک و تعالی از روی لطف ماه مبارک را برای ما بندگان واجب کرده است؟ (بقره 185).
تا خير کثير و برکت خود را از روی لطف و رحمت بر ما نازل کند، وظيفه ما بندگان از فرصت استفاده کردن است و الا ما که توانائی شکر گذاری را نداريم، ما که شناخت عظمت الهی را نداريم! چرا از اين فرصت طلائی استفاده نمی کنيم؟ چرا در قرآن تفکر و تدبر و تعقل نمی کنيم؟ چرا بنده شکم شده ايم؟ چرا بنده خدا نمی شويم؟ يازده ماه نعمت های خدا را استفاده کرده ايد، چرا اين يک ماه را امساک نمی کنيد، بر عکس در اين يک ماه بيشتر حرص می زنيد و صف می ايستيد تا بيشتر اين خندق بلا را پر کنيد! چه خبر است؟!
شما که هر سال عيد، خانه تکانی می کنيد، خوب سالی يک بار هم درون خود را بتکان و زوائد را دور بريز!!!
با کنار گذاشتن قرآن روزه گرفتن به چه دردی می خورد، آيا هدف از روزه گرفتن گرسنگی کشيدن است يا انسان شدن و به قرآن عمل کردن است؟ کدام يکی است؟! در حقيقت روزه گرفتن تمرين زندگی در جهان آخرت است و آن را به کسی می دهند که به دستورات الهی توجه کرده و عمل کند، نه به کسی که دولا راست شود و گرسنگی را تحمل کند.
يکی ديگر از فرهنگ های غلط رايج بين ما مسلمان ها اين است که فقط و فقط سعی و تلاش می کنيم که حداقل روزانه در ماه مبارک رمضان يک جزء از قرآن را قرائت کنيم چون ثواب دارد! در اين شکی نيست آيا قرآن را به صرف قرائت اکتفا کردن دردی را دوا می کند يا خير؟ در قرآن کريم خداوند تبارک و تعالی سه کلمه را بيان کرده و تاکيد می کند از جمله: تفکر، تدبر و تعقل. شما هموطن عزيز به کدام يک از اين سه کلمه در ماه مبارک رمضان عمل می کنيد؟
خداوند سبحان در اين زمينه سخن شگفتی دارد که در سوره مبارک محمد آيه (24) چرا در قرآن تدبر نمی کنيد مگر بر قلب های شما قفل زده شده است!
در حالی که هموطنان عزيز قرآن کريم کتاب زندگی است و بسيار بسيار ساده است، اين مساله را خود قرآن در سوره مبارک قمر آيات (17)، (22)، (32) و (40) بيان می کند. بدرستي که ما (خداوند) قرآن را آسان کرديم چرا از آن پند نمی گيريد و استفاده نمی کنيد؟!
در حالی که خداوند سبحان در قرآن کريم سوره مبارک اسری آيه (9) قرآن را عامل هدايت و بشارت می داند. همچنين درسوره مبارک اسری آيه (82) قرآن را مايه شفاء و رحمت برای مومنان می داند و برای غير مومن عامل زيان و خسارت معرفی می کند! در سوره مبارک ابراهيم آيه (1) می فرمايد: قرآن کتابی است که آن را بسوی تو فرستاديم تا مردم را به اذن خداوند عزيز حميد از تاريکی ها بسوی نور هدايتشان کنی! ما مسلمانان جزء کدام گروه هستيم؟!
مسائل بسيار است و چند مورد را من باب تذکر عرض کردم که، همان طور که خداوند تبارک و تعالی در سوره مبارک ذاريات آيه (55) بيان شيوائی دارد که می فرمايد: مسائل را تذکر دهيcد که تذکر برای مومنين مفيد است!
غذای انسان در قرآن کريم
خداوند متعال در قرآن کريم برای بندگان خود از سر لطف نعمت های پاک و طيب خود را ارزانی داشته است.
چرا از نعمت های خوب خدا بهرمند نمی شويد؟ چرا اين همه به غذاهای غربی روی آورده ايد؟ مگر در قرآن کريم سوره مبارک مومنون آيه (51) مطالعه نکرديد که اعمال و کردار پيامبر اکرم در گرو غذائی است که می خورد!
پس شما چرا از او پيروی و اطاعت نمی کنيد؟ آيا تا کنون فکر کرده ايد که چرا ائمه اطهار صلوات الله عليهم قرآن ناطق هستند، برای اينکه از ضايعات و خبائث تناول نمی کنند و از پاکان قرآن هستند! خداوند اراده کرده است که پاک شوند! ما نبايد دنباله رو آنان شويم؟ اين مساله را می توانيد در سوره مبارک احزاب آيه (33) مورد مطالعه قرار دهيد.
با توجه به قرآن کريم و استفاده از آن بصيرت ما باز خواهد شد و به حقايق آفرينش پی خواهيم برد.
خداوند رحمان و رحيم در قرآن کريم اين نوع مواد غذائی را برای انسان تعيين کرده اند که به اختصار بيان می شود.
1. مهمترين و بيشترين مواد غذائی انسان را گياه می شمارد. (بسياری از مواد غذائی).
2. دو آيه در مورد غذاهای در يائی بيان می کند. (سوره فاطر 12 و نحل 14).
3. گوشت قرمز که در اين مورد (6) آيه داريم. (سوره حج 28، 34 و 36) (يس 72) (غافر 79) (مومنون 21).
توجه: خداوند تبارک و تعالی بيشترين اهميت را به غذاهای گياهی در قرآن کريم اختصاص داده است، از جمله کرامت را به غذاهای گياهی داده، بعنوان مثال: سوره شعرا (آيه 7)، سوره لقمان (آيه 10)، سوره صافات آيه (42) و سوره دخان آيه (26).
اما اين نوع غذا ها را خداوند متعال به افراد خاصی عنايت می کند از جمله: سوره انفال آيه (4) غذائی که در بهشت به مومنين می دهند.سوره انفال آيه (74) غذائی است، به کسانی که در راه خدا تلاش و کوشش می کنند.سوره اسراء آيه (70) اين نوع غذا موجب کرامت انسانی می شود. سوره حج آيه (50) اين غذا را به کسانی می دهند که عمل صالحی را انجام می دهند.
توجه: خداوند در قرآن کريم به غذاهای حيوانی کرامتی را عنايت نفرموده اند!
اما غذاهای گوشتی (گوشت قرمز)، همان طور که بيان شد (6) آيه در اين مورد وجود دارد و بهتر است که به همين نسبت در غذای روزانه استفاده شود. بيش از (100) مورد آيه داريم که در باره غذاهای گياهی است.
همچنين خداوند رزق حسن را به گياهان نسبت داده و از آن ها تعريف و تمجيد می کند! آيا انصاف است که در ماه مبارک رمضان به جای اين که با زرق حسن افطار کنيم با موادی مانند: چای، زولبيا و باميه و امثال آن افطار می کنيم!
مگر بيان نکرديم که در ماه مبارک رمضان هدف تعالی انسان به سوی خداست، نه تنزل و هبوط به اسفل اسافلين، ممکن است خوانندگان گرامی از اين حرف ناراحت شوند، بنده عرض می کنم که تحمل داشته باشيد و ناراحت نشويد در ماه مهمانی خدا، انسان نبايد ناراحت شود به جای ناراحتی تفکر کنيد، همان گونه که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کريم بارها بيان فرموده اند. مثالی از قرآن برای شما بياورم. سوره مبارک بقره آيه (35) گفتيم ای آدم خود و همسرت در اين باغ سکونت گيريد و ار هر کجای آن که می خواهيد بخوريد ولی به اين درخت نزديک نشويد که از ستمکاران خواهيد شد. مگر شما دوست عزيز بالاتر از حضرت آدم هستيد که ناراحت می شويد و با خوردن چنين غذاهای بی محتوائی به خود در اين ماه عزيز ظلم و ستم می کنيد، مهمتر اين که برای خوردن اين نوع مواد غذائی به صف ايستاده و می خوريد.
خداوند تبارک و تعالی در سوره مبارک بقره آيه (57) می فرمايد: هرکس غذای بد تناول کند به خويشتن ظلم کرده است. در همان سوره در آيه (61) می فرمايد: هرکس غذای پست تناول کند به ذلت و بدبختی دچار خواهد شد!!!
امروزه مگر حال روز ما مسلمانان غير از اين است! بيمارستان ها مملو از بيماران سرطانی است و بايد دست نياز بسوی اجانب دراز کنيم و عزت نفس خود را زير پا بگذاريم، امروز مگر غير از اين است؟!
مهمتر اين که امروزه شيادانی هم پيدا شده اند با اسامی فريبنده به عنوان در مانگر گه مانند زالو خون مردم را می مکند!
با استفاده از اين نوع غذاهای تبليغی در واقع خوردن (ضايعات) می شود حقايق قرآن را درک کرده و فهميد و توفيق آن را پيدا کرد که به آن عمل کنيم! زهی خيال باطل! تمام اين گرفتاری ها دوری از قرآن است و به جز اين نيست!
اهميت غذاهای گياهی همين که در سوره مبارک بقره آيه (126) حضرت ابراهيم (ع) می فرمايد: خداوندا شهر مکه را برای من امن گردان و رزق و روزی خانواده ام را از ثمرات (گياهان) قرار بده!
خداوند سبحان در سوره مبارک انعام آيه (99) می فرمايد: از آسمان آبی فرستاديم و انواع گياهان را رويانديم و انواع ميوه را به عمل آورديم، قطعاً در اين امر نشانه های بارزی است برای مومنين و متفکرين در آيات ديگر! (نحل 11).
خداوند متعال در سوره نحل آيه (67) می فرمايد: خرما و انگور رزق حسنی است که برای افرادی که دارای عقل و شعور هستند نشانه های بزرگی است.
خداوند سبحان در اين آيه و سوره با بندگان، برای استفاده از غذاهای حلال و طيب اتمام حجت می کند. مائده (88).
خداوند در اين آيه می فرمايد: اگر ايمان بخدا داريد از غذاهای حلال و طيب استفاده کنيد. آيا ايمان داريم؟!
حال چرا بيشتر غذاهای گياهی؟
چون انسان از هر چه که تغذيه نمايد همان می شود، يعنی خوی و خصلت همان را بخود می گيرد، چه بهتر که انسان لطافت گل و گياه را بخود گيرد و مانند آن لطيف و زيبا و دوست داشتنی شود و ضميری پاک و لطيف داشته باشد.
استفاده از غذاهای حلال و طيب موجب می شود که انسان با پاکی ها سنخيت پيدا کند و حقايق را بفهمد و به قرآن که حقايق محض است اشراف پيدا کند!
آيا تا بحال از خود پرسيده ايم که در طول عمرمان چقدر قرآن خوانده ايم و چقدر درک کرده ايم و فرهنگ قرآن به چه اندازه در زندگيمان حاکم شده است. آيا می توانيم بعنوان يک مسلمان ادعا کنيم که قرآن را فهميده ايم و به آن عمل می کنيم، ضمناً همانطور که عرض کردم دولا و راست شدن و گرسنگی را تحمل کردن که مسلمانی نيست!
غذاهای گياهی موجب پيشگيری از بيماری ها خواهد شد، شما خواهر و برادر دينی با استفاده از اين نوع غذاها با يک تير به چند نشانه هدف گيری کرده و هدف را خواهيد زد. (توصيه قرآن کريم).
در ماه مبارک رمضان غذا چه بخوريم؟
همانطور که بيان شد، ماه رمضان تمرينی است برای زندگی در بهشت، پس مثل بهشتی ها هم بايد غذا خورد!
خداوند در سوره مبارک مريم (ع) آيه (62) می فرمايد: در آن جا سخن لغو و بيهوده ای را نمی شنويد، جز درود و سلام و روزی تان صبح و شام در آنجا آماده است.
پس بهتر است که ما هم در ماه مبارک رمضان به دو وعده اکتفا کنيم، سحر و افطار يعنی از اذان صبح تا اذان مغرب.

غذای سحر: بهتر است سحر کمی زودتر بيدار شويد و يک ليوان آب خنک ميل کنيد. حدود يک ربع بعد از غذاهای گياهی خام يا پخته استفاده کنيد. مانند: سالاد فصل + 2 قاشق غذاخوری جوانه گندم + ليمو ترش تازه و روغن زيتون و آن را خوب بجويد هر لقمه 40 تا 50 بار، سپس به مقدار کمی غذای پخته گياهی مانند: انواع پلو و خورشت گياهی به جای گوشت از قارچ استفاده شود.، 2 قاشق کمتر ميل شود بطوری که نيم ساعت قبل از اذان غذا خوردن تمام شود، يک دقيقه قبل از اذان يک ليوان آب ميل شود.
غذائی ديگر: مقداری ميوه و مغز بادام خام و تعدادی انجير خشک خوب جويده شود و 1 تا 2 ليوان آب خنک نيز ميل شود.
تذکر مهم: اکثر روزه داران گرامی به خاطر اين که گرسنه نشوند ولع خوردن پيدا می کنند، در حالی که بدن انسان به اين همه غذا نياز ندارد! يکی از علت های پر خوری ترس از گرسنگی است، که خداوند در اين مورد بيان جالبی دارد که می فرمايد: سوره طه آيه (81) : از غذاهای حلال و طيب تناول کنيد ولی در آن زياده روی (پر خوری) نکنيد که مورد خشم و غضب الهی قرار خواهيد گرفت و به ورطه هلاکت خواهيد افتاد!!!
در اين ماه بايد کمی امساک کرد و با تقويت روح و روان می توان با حداقل غذا سير شد و به تفکرات و تحقيقات ادامه داد، ولی متاسفانه در اين ماه اکثريت مردم به مرغ و گوشت هجوم برده و معده های خود را انبار می کنند، در حالی که در ماه مبارک رمضان قضيه بايد عکس باشد.
در وقت سحر می توان با چند عدد خرما يا انجير و يک عدد ميوه روز را سپری کرد و در صورت استفاده از فرآورده های حيوانی به حداقل قناعت کرد.
مساله مهم: در اين ماه بهتر است که از عسل و ليمو ترش تاره و يخ استفاده کرد و از ماست و دوغ دوری کرد.
زيرا بهترين غذای مغز عسل بوده و می تواند به تفکر کمک کند ولی ماست فعاليت های مغزی را به حداقل می رساند.
مساله مهم: بهتر است که بعد ميل کردن سحری بخواب نرويد که عوارض بسيار بدی متوجه شما خواهد شد. در اين ماه سعی کنيد که بيشتر امساک کنيد تا پر خوری!

غذای افطار: بهترين غذای افطار شيرينی جات طبيعی است که خداوند متعال از آن ها بعنوان شفا و رزق حسن نام می برد! زيرا اگر بخواهيم به مساله علمی آن بپردازيم مساله بسيار جالب خواهد شد!
زندگی و حيات انسان و تصميم گيری وی با مغز می باشد، که غذای مغز گلوکز خالص است.. خداوند متعال در رزق حسن اين نوع قند ها را قرار داده است که انسان مومن به زحمت نيفتد و بتواند براحتی راه حق و حقيقت را بپيمايد!
در ماه مبارک رمضان بيشترين چيزی که مصرف می شود قند است، زيرا بر اثر سوختن قند است که نيرو و انرژی توليد می شود، پس بهتر است که برای تجديد قوای از دست رفته از اين نوع غذاها استفاده کرد.
مساله مهم: اگر شما روزه دار گرامی در اين ماه از عسل استفاده کنيد، شگفتی خواهيد ديد و بهتر است که آن را بصورت شربت و با يک عدد ليمو ترش تازه و چند تکه يخ مورد استفاده قرار دهيد و يک ليوان از آن را بمدت 3 تا 5 دقيقه مصرف نمائيد. جالب توجه اين که برای جذب قند عسل بدن آدمی نياز به انسولين ندارد.
ولی شما روزه دار گرامی برای افطار کردن روزه از باميه و زولبيا و چای شيرين و پنير و بيشتر از آش رشته و کشک استفاده می کنيد! چه خبر است؟ ماه امساک است و ماه مبارک، نه ماه حرام!
چند ساعتی که معده مشغول رتق وفتق امور بوده هنوز استراحت نکرده دوباره او را سرکار می گذاريد، انصاف داشته باشيد حداقل به اين اندام ظلم نکنيد و کمی استراحت به او بدهيد، خدا را خوش نمی آيد، باور کنيد.
روزه را با عسل و يا خرما و يا با انگور رسيده و شيرين افطار کنيد، نه با غذاهای مصيبت بار، به خود رحم کنيد!
حسن ماه مبارک اين است که از غذاهای مبارک استفاده کنيم (رزق حسن) و به کمترين بسنده کنييم و سعی کنيم که سالی يک ماه به سيستم گوارش استراحت بدهيم و با خدا و رسول و قرآن و ائمه باشيم، خداوند در معده های پر جائی ندارد، باور کنيد. هنوز غذا از گلو پائين نرفته چائی ليوان، ليوان ميل شده و بعد از آن سيگار دود می شود.

________________________________________
اما کسانی که به اين نوع تغذيه عادت ندارند می توانند به غذاهای زير اکتفا کنند.
1. حريره بادام با آرد برنج قهوه ای، که با عسل و يا با شيره انگور يا شيره خرما شيرين شده باشد.
2. نان. پنير گوسفندی بمقدار کم و سبزی خوردن و مغز گردوی سالم و چند عدد خرما و يا يک خوشه انگور رسيده و شيرين و مهمتر اين که لقمه را کوچک برداشته و خوب بجويد و از غذا خوردن لذت ببريد.
3. اکتفا به يک نوع غذا ی ساده، که بصورت بخار پز تهيه شده باشد، مانند انواع پلو ها و خورش ها.
4. کم خوردن و زياد جويدن انسان را از پر خوری نجات می دهد و او را پيوسته با نشاط و شاداب می کند.
5. بيائيد امسال با ماه مبارک خدا برخوردی قرآنی داشته باشيم و از غذاهای قرآنی استفاده کنيم.
6. برای اين ماه برنامه ريزی کنيم واز تمام نعمتهای خوب خدا استفاده بهينه ای داشته باشيم.
7. در طول ماه 3 بار از غذاهای گوشتی سالم استفاده کنيم، هر 10 روز يک بار.
8. در ماه مبارک 4 بار از غذاهای دريائی استفاده کنيم بصورت بخار پز، يعنی هفته ای يک بار.
9. ماه را به دو قسمت مساوی تقسيم کنيم و بطور متناوب يک روز در ميان غذای های خام و پخته ميل کنيم.
10. هر روز از ميوه جات و سبزيجات متنوع استفاده کنيم، تا نيازمنديهای بدن تامين شود.
تذکر مهم: امسال ماه مبارک رمضان دو کار اساسی را انجام دهيم.
1. به جای ختم قرآن و ثواب بردن روی يک موضوع قرآنی تامل کنيم و تفکر کنيم تا به نتيجه رسيده آن را در زندگی مورد استفاده قرار دهيم و جز فرهنگ زندگی خود محسوب کنيم انشا ا.... ثوابش بيشتر است!
2. مراقبه انجام دهيم، يعنی اعمال روزانه خود را مورد نقد و بررسي قرار دهيم. خيلی ثواب دارد!
________________________________________

 

  19-مراقبه روزانه برای خود سازی باید چگونه باشد ؟ ( باید به موارد و سوالات زیر دقت کرد و )

1. آيا امروز دروغ بر زبان جاری کرده ايد؟
2. غيبت چطور؟
3. تهمت چطور؟
4. آيا نمازهای پنچگانه را بوقت خوانده ايد؟
5. به شيطان درون جواب مثبت داده ايد؟
6. ظن و گمان بد و ناروا چطور؟
7. آيا تاکنون بفکر اصلاح خويش بوده ايد؟
8. ديگران را مورد تمسخر قرار داده ايد؟
9. آيا امروز غذای قرآنی تناول کرده ايد؟
10. از غذاهای خبائث چطور؟
11. آيا امروز کار مثبتی انجام داده ايد؟
12. کار منفی چطور؟
13. آيا عزت نفس داريد؟
14. آيا انسان متملقی هستيد؟
15. امروز چند نفر را شاد کرده و خنده بر لب آنان آورده ايد؟
16. از چند نفر حال گيری کرده ايد؟
17. امروز چند بار حرف بيهوده و لغو را بر زبان جاری کرده ايد؟
18. غذائی که امروز تناول کرديد، حلال و طيب بوده است؟
19. خدای نکرده حرام و خبائث چطور؟
20. امروز چند بار عصبی شده و پرخاش کرده ايد؟
21. آيا امروز در قرآن کريم تفکر کرده ايد؟
22. در خود چطور؟
23. امروز دل چند نفر را بدست آورده ايد؟
24. دل چند نفر را شکسته ايد؟
25. چقدر از انرژی های مثبت برخوردار هستيد؟
26. از انرژی های منفی چطور؟
27. آيا هميشه وضوء داريد؟
28. هنگام غذا خوردن چطور؟
29. آيا با نوش جان کردن نعمت های خدا با هر لقمه نام مقدس او را بر زبان جاری می کنيد؟
30. آيا آداب غذا خوردن را رعايت می کنيد؟
31. آداب اجتماعی را چطور؟
32. آيا از مراقبه کردن لذت می بريد؟
33. در زندگی چقدر عاشق خودت هستی؟
34. عاشق ديگران چطور؟
35. چقدر ادب و نزاکت را رعايت می کنيد؟
36. چقدر تحمل انتقاد پذيری داريد؟
37. آيا اهل منزل از دست شما در آسايش هستند؟
38. ديگران چطور؟
39. آيا والدين از شما راضی و خشنود هستند؟
40. با خود و خدا چطوريد؟

 

20- مسابقه ( خواننده ی عزیر سوال 20 و جواب آن را به عهده ی شما گذاشتیم . البته سوالی شبیه سوالات فوق که به تفصیل جواب داده شود . )

 

< 2 . 1 >

بازديدکنندگان:297

Copyright 2007, All rights Reserved for Isfahan Portal