|
گورستان جدید اصفهان که در سمت جنوب شرقی در فاصله بیست و چندکیلومتری شهر در بالای قریه گَوَرْتْ (بفتح اول و دوم و سکون سوم و چهارم) از بلوک قهاب قرار دارد.
گورستان قدیم اصفهان یعنی تختفولاد به مناسبت آن که از چند طرف خانه و مغازه و مدرسه و ادارات دولتی بنا گردیده بود دیگر قابل استفاده جهت دفن اموات نبود علیهذا از حدود بیست سال قبل شهرداری به فکر تهیه محل مناسبی جهت گورستان [شهر] افتاده و پس از مطالعات زیاد و بررسی کلیه جوانب کار، محل فوق را شایسته این کار دانستند. از همان موقع، شروع در تهیه مقدمات کار برآمده و از تاریخ 19رجب 1404هـ مطابق با یکم اردیبهشت ماه 1363ش طبق اعلامیهای گورستن تخت فولاد را متروکه و گورستان جدید را افتتاح کردند.
از آن تاریخ تا کنون عدهای از علماء، فضلاء، نویسندگان، شعراء و بزرگان این شهر در آن جا به خاک رفتند اکنون به نام آنها تا آن جا که آگهی داریم اشاره میشود:
1- «مرحوم حاج آقا میرزا شیخ الاسلام» (میرزا عبدالله معروف به آقا میرزا) فرزند مرحوم میرزا علی اکبر شیخ الاسلام اصفهانی.
خاندان شیخالاسلام از اعقاب علامه ملامحمدباقر محقق سبزواری از خاندانهای علمی و روحانی اصفهان میباشند که در طول چهارقرن از زمان محقق سبزواری تا کنون علم و ریاست و روحانیت در آنها باقی بوده و منصب شیخالاسلامی اصفهان را به استحقاق به وراثت دارا بودهاند. شرح حال این خاندان و آثار علمی و اجتماعی آنان را نویسنده در کتابی مستقل به نام «خاندان شیخالاسلام» تألیف نموده که به طبع رسیده است.
مرحوم حاج آقا میرزا از علماء اصفهان و سالها متصدی امور اجتماعی، از انجام معاملات و عقد و طلاق (دفاتر ثبت و ازدواج و طلاق) بوده و مورد احترام عموم طبقات این شهر بود. سرانجام در یکشنبه 11شعبان المعظم سال 1404هـ.ق به سن قریب یکصدسالگی وفات یافت و درگورستان جدید مدفون گردید.
مشارالیه اولین روحانی و دانشمندی است که پس از تعطیلی گورستان تخت فولاد وفات یافته و در قبرستان جدید به خاک سپرده شد.
2- «دکتر سیّدابوالفضل غرضی موسوی خواجوئی» سادات محترم غرضی از خاندانهای اصیل و تجار محترم اصفهان میباشند که به درستی و امانت و دیانت معروف و در بازار اصفهان شهرت و اعتبار دارند.
مرحوم دکتر سیّدابوالفضل غرضی از مؤمنین به انقلاب [اسلامی] و خدمتگزاران جامعه بود که در سالهای احیر مصدر خدماتی گردید و سرانجام در اثر سانحه تصادف اتومبیل در نزدیکی اصفهان در سال 1412هـ (دهه اول جمادیالثانی) به شهادت رسید. مرحوم دکتر غرضی مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی کشور بود که جهت شرکت در مراسم ختم مادر خود عازم اصفهان بود و در راه تصادف کرده و وفات یافت.
3- «مرحوم آقا سیّد ابوالقاسم عمادی» از علماء و ائمه جماعت اصفهان که در 9رجب سال 1411هـ.ق [وفات یافت].
4- «استاد احمد ارچنگ بیدآبادی» استاد فن طراحی و نقاشی و نقشه فرش. متولد به سال 1293هـش و متوفی در چهارشنبه 13 شوال المکرم سال 1410هـ.ق.
5- «مرحوم دکتر حاج سیّداحمد ابطحی سدهی» فرزند مرحوم حجهالاسلام حاج سیّد محمدباقر ابطحی علیهماالرحمه.
خاندان ابطحی سدهی از خاندانهای علمی و روحانی اصفهان بوده و به علم و فضل شهرت داشته و دارند. مرحوم دکتر سیّداحمد در اصفهان در خاندان علم و روحانیت حدود سال 1340هـ.ق متولد گردید و در اصفهان و تهران تحصیلات خود را به پایان رسانیده و پس از اخذ مدرک دکترا در پزشکی به اصفهان منتقل گردیده و از بدو ورود تا حین وفات به معالجه بیماران و رسیدگی به حال ضعفاء و مستمندان پرداخت. وی پزشکی دیندار و خدمتگزار و مورد احترام خاص و عام بود. سرانجام در عصر روز چهارشنبه 19رمضانالمبارک سال 1409هـ به عارضه سکته وفات یافت.
6- «دکتر اکبر انشائی» از پزشکان اصفهان که در ربیعالثانی سال 1410هـ.ق در امریکا، که جهت معالجه یماری چشم رفته بود وفات یافته جنازه او به اصفهان منتقل و در گورستان جدید مدفون گردید.
7- «حاج شیخ محمدباقر امینی نطنزی اصفهانی» از علماء و دانشمندان اصفهان و ائمه جماعت و مدرسین شهر بود که [در سال 1284ش] در نطنز متولد گردیده و در اصفهان در خدمت اساتیدی همچون آیات عظام آقا شیخ محمدرضا مسجدشاهی و آقاسیّد علی مجتهد نجفآبادی و آقاسیّدمحمدنجف آبادی و دیگران تلمذ کرده(1) تا به مقامات عالیه علم رسیّده و در این اواخر در مسجد امام حسین(2) علیهالسلام در خیابان آتشگاه جنب میدان میوه اقامه جماعت میفرماد و مورد احترام عموم طبقات از علماء و مقدّسین بود. سرانجام در عصر روز شنبه 24شعبان المعظم سال 1412هـ.ق در اصفهان وفات یافت.
8- «دکتر سیّدمحمدباقر خادمی» فرزند فاضل ارجمند آقاسیّدمحمدبن آیتالله حاج آقا حسین خادمی موسوی اصفهانی، دکتر داروساز در سال 1410هـ.ق وفات یافت.
9- «حاج سیّدبدرالدین کتابیب فرزند مرحوم حاج آقا هلالالدین بن آقامیرزا علیرضا ابن علامه میرمحمدصادق حسینی کتابفروش.
سادات کتابی از جمله سادات صحیحالنسب اصفهان میباشند که عموماً به زیور علم و تقوی آراسته و مورد توجه و عنایت و احترام عموم طبقات به ویژه علماء و بزرگان بوده و میباشند.
مرحوم حاج آقا بدرالدین انسانی وارسته و معلمی شایسته، نویسندهای توانا، عارفی محقق و شاعری ادیب بود. خلاصه کلام آن که مشارالیه از جمله افراد کمیابی بود که گاهگاه در جوامع بشری یافت میشوند. علم را با عمل و اخلاق توأم داشت بدون آن که ادعای فضل و دانش کند و کمالات خود را به دیگران بنمایاند و آن را وسیله برتری خود قرار دهد. ادبیات و فلسفه را خوب میدانست و به زبانهای عربی و فرانسه تسلط کامل داشت و تا پس از مرگ او از شاعری وی کسی خبر نداشت. او فردی متواضع و خویشتندار بود و در برخورد با اشخاص به ویژه شاگردان اخلاقی انسانی داشت هر چه را که میدانست به شاگردان خود در دانشگاه و دبیرستان ادب به آنان میآموخت و از تدریس و تعلیم خسته نمیشد.(1)
1- وی مدتی ریاست دبیرستان ادب و معاونت و کفالت اداره کل فرهنگ استان اصفهان را عهدهدار بود و در تأسیس دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان در سال 1337ش سهم به سزایی داشت و امور آموزشی و برنامهریزی انتخاب استادان با او بود. مرحوم کتابی در دانشگاه درسهای فلسفه، روانشناسی و منطق را استادانه تدریس میکرد. ر.ک محمدباقر کتابی، رجال اصفهان، امور فرهنگی شهرداری اصفهان، 1375ش، ص482.
1- مرحوم نطنزی در نجف نزد آیات عظام نائینی، سیّدابوالحسن اصفهانی، شیخ عبدالکریم حائری و سیّدمحسن حکیم تلمذ کرده و اجازه اجتهاد خود را از آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری دریافت کرد. به نقل از زندگینامه خطی که خاندان ایشان به مصحح کتاب تحویل دادند.
2- مسجدی که مرحوم امینی در آن امامت میکردند به نام «مسجدالنبی اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم» بود نه مسجد امام حسین علیهالسلام.
در 9شوال سال 1330هـ.ق در خانواده علم و روحانیت متولد گردید، مادرش دختر مرحوم حاج شیخ محمدعلی ثقهالاسلام نجفی از علماء و مجتهدین خاندان مسجدشاهی بود. در اصفهان و مشهد و تهران تحصیل نمود. وی در دبیرستان و دانشگاه تدریس میکرد. از کتابهای عربی و فرانسه ترجمه کرد و خلاصه عمری را در راه علم و دانش گذرانید و سرانجام در 6ذیالحجةالحرام سال 1407هـ.ق در اصفهان وفات یافت، خدایش رحمت کند.
کتابهای زیر از آثار اوست که به چاپ رسیده است.
1- «اخلاق» ترجمه از نویسنده فرانسوی پیرژانه.
2- «به سوی اصفهان» ترجمه از نویسنده فرانسوی پیرلوتی.
3- ترجمه کتاب «پیرامون سیره نبوی» نوشته دکتر طه حسین [نویسنده شهیر مصری].
5- «دیوان اشعار» با تخلص امید (قسمتی از آن ضمن مجموعه مقالات ایشان چاپ شده است).
6- ترجمه «فروغ خاور» نوشته هرمان الدنبرگ از فرانسه. (در شرح حال و آئین بودا).
7- مقالات عدیده [بیش از پنجاه مقاله] در موضوعات مختلف [فلسفی، تربیتی و عرفانی] که قسمتی از آنها ضمن مجموعهای پس از فوت ایشان به چاپ رسیّده است.
8- «هیپنوتیزم در دسترس همه».
اما کتب و رسائل چاپ نشده ایشان که انید است به همت فرزندان آن مرحوم به طبع برسد:
1- تشریح تصوف جلالالدین مولوی، عطار، سنائی
2- حضرت حسن بن علی علیهالسلام ترجمه از عربی نوشته کامل سلیمان.
3- درباره تصوف اسلامی ترجمه از نوشته رینولد آلین نیکلسون.(1)
4- «مبانی جامعه شناسی» تألیف پروفسور شار لالو.
5- جزوههای درسی به صورت پلیکپی.
در خاتمه این مقال میگوئیم مرحوم کتابی معلمی شایسته و استادی ارجمند و انسانی کامل بود. از ریا و خودنمائی به دور و فروتن و بیتکبر، آرام و دوست داشتنی و مهربان و به همه احترام میگذاشت و همگان وی را دوست میداشتند و احترام میگذاشتند. من از سال 1309 شمسی از نزدیک ایشان را میشناختم، ابتدا در دبیرستان سعدی و بعد مدرسه صارمیه، خلاصه در دوره تحصیل، زمان تدریس، دوره معاونت اداره آموزش و پرورش و بالاخره در زمان استادی دانشگاه و بعداً زمان بازنشستگی، اخلاق و رفتار او در تمام این زمانها یک سان بود. ریاستهای دنیا او را نفریفت و خویشتن خویش را در هر حال نگاهداری کرد. خدایش رحمت کند که شایسته رحمت الهی بود.
در آثار و ماده تاریخ فوت او عدهای از شعرای اصفهان اشعاری سرودند که برخی از آنها در پایان مجموعه مقالات ایشان (از صفحه 477 تا صفحه 504) به چاپ رسیّده است از آن جمله:
دانشمند فرزانه و شاعر گرانمایه ادیب سخن سنج، جامع فضائل صوری و معنوی، نویسنده، خطیب، شاعر، خطاط، دبیر و استاد [مرحوم] آقای منوچهر قدسی فرزند مرحوم آقا جمالالدین قدسی فرزند مرحوم آقا میرزاعبدالحسین قدسی بن میرزا محمدعلی که علم و ادب و شعر و خط و خدمت به جامعه را به ارث از پدر و جدّ برده، قطعهای متضمن 32 بیت در مرثیه آن مرحوم و ماده تاریخ و نامش سروده است باین مطلع:
|
آه، ای نـــادره فضل و هنر
ای سپهر ادب ای کوه وقـار
عمر با فضل و ادب سر کرده
رفته از خلق و به حق پیوسته
خوانده یک عمر وز راه تعلیم |
بسته زی ملک بقا رختسفر
خلق تو، تازه کن فصل بهـار
مـحفــل علــم منــور کرده
وز همــه غیــرخدا بگسسته
کرده آنجمله به یاران تقدیم |
1- به گفته فرزندشان آقای محمود کتابی، این کتاب نیز چاپ شده است.
|
فیض را عهد تو تا ماند دیـر
نه قلم آیتی از سحر حــلال
آنچه دل درکف اندیشه ربود |
قلمت کرده سخنها تقـریــر
فارسی رفته به سرحد کمـال
درسخن شیوه شیدای تو بود |
پس از 12 بیت گوید:
|
آه، بـدرالدیـــن ای فاضــل راد
عــمر هفتــاد اگــر گــم کردی
آن نــه گمگشته به میزان عــمل
آننه طاعتکه دراو رویوریاست |
پاکـدل عـــارف پــاکیزه نهاد
صـرف آســایش مردم کردی
عــمر در راه خـــدا عـــــزول
بندگیخدمتمخلوق خداست |
پس از 3بیت دیگر:
|
آه، بدرالدین ای گوهر پــاک
رفتی و داغ غمت ماند به دل
هر نفس ذکــر تو با یاد آمــد
خامه از هجر تو بشکافته سـر |
بـــرده جــــان فلکــی تــا افلاک
از دل ایــن داغ نــگـــردد زایـــل
قــلــم و نــامـه بــــه فریـاد آمـد
نــامهآورده شــبـه گــون معــجـر |
سالفوتتبهحسابقمریاست بیکتابیقلم و نامه گریست» 1407هـ.ق
مرحوم کتابی در اشعار «امید» تخلص میکرده(1) اینک دو رباعی از نمونه اشعار ایشان:
|
هوش باش دلا که رنج عالم هیچ است
با چشم خرد چو بنگری خواهی دیـد
سیم و زر اگر بیش و اگرکم، هیچ است
بـــا غیــر بشر به کام دل چون نــرسی |
دنـیا گــذران و شادی و غم هیچ است
هر چیز که هست جز که آدم هیچ است
جزو مهر و وفا حاصل عالم هیچ است
آدم بطلــب کــه غیـــرآدم هیچ است |
| |
(ص422، مجموعه مقالات مرحوم کتابی) |
10- «امیربهمن بهداد» فرزند دکتر ابراهیم بهداد، فارغالتحصیل دانشکده دندانپزشکی از دانشگاه اصفهان، متولد ربیعالثانی سال 1386هـ (2/5/45) و متوفی در صبح روز شنبه 25رمضانالمبارک سال 1412هـ.ق(1/2/69) در اثر تصادف. به مناسبت فوت او در مراسم یکمین سال وفاتش یادنامهای به طبع رسید و در آخر آن، رسالهای تحت عنوان: «خواص داروئی گیاهان در دندانپزشکی»، که رساله پایان نامه تحصیلی مشارالیه بوده است، به چاپ رسیده است.
1- برای اطلاعات بیشتر ر.ک سیّدمحمدباقر کتابی، رجال اصفهان، ص483.
11- «حاج سیّدمحمدتقی موسوی ده سرخی» از علماء فوت 19رجب سال 1411هـ.ق.
12- «جلال برجیس» فرزند مرحوم ابوطالب بن محسن قهفرخی اصفهانی، شاعر، دبیرستانهای اصفهان با کمال صداقت و درستی خدمت کرد و با تأسیس آموزشگاه شبانه به نام: «آموزشگاه فروغ» و تربیت صدها دانشآموز مقطع دبیرستان به بالا بردن سطح فرهنگ عمومی خدمت شایستهای انجام داد.
در سال 1300هـ.ش (سال 1340قمری) در قهفرخ متولد و تحصیلات خویش را در مولد خود و اصفهان به پایان رسانیده و سپس به خدمت دبیری اشتغال جسته و در انجمنهای ادبی اصفهان از آن جمله انجمن ادبی کمال شرکت جسته، سرانجام در ماه رمضانالمبارک سال 1408هـ در اصفهان وفات یافت.
13- «دکتر جواد پیمان» استاد دانشگاه اصفهان، فوت ماه صفر سال 1410هـ.ق.
14- «دکتر حسن دلیل التجار» استاد دانشگده علوم پزشکی اصفهان، فوت 1412هـ.ق.
15- «میرزا محمدحسن نجفی زاده» فرزند مرحوم آیتالله حاج شیخ مهدی بن حاج شیخ محمدعلی ثقةالاسلام نجفی مسجدشاهی، فاضل ارجمند، صاحب امتیاز روزنامه هفتگی «اسلام در شرق» که در اصفهان چند شماره آن منتشر گردیده است. در ذیقعده سال 1407هـ در اصفهان وفات یافت.
16- «دکتر حسین اوحدی» از اطبای معروف اصفهان، فوت 1412هـ.ق.
17- «مهندس حسین نیلی» فوت ذیقعده 1409هـ.ق.
18- «آقا سیّدحسین فقیه ایمانی» از فضلای اصفهان، فوت یک شنبه اول ذیالحجةالحرام سال 1410هـ.ق.
19- «حاج شیخ محمدحسین خادمی خواجویی» فرزند حاج شیخ محمد از علماء و وعاظ، فوت ربیعالثانی 1410هـ.ق.
20- «محمدحسین مستحسن» شاعر و ادیب متخلص به انسی، فوت جمادیالاولی سال 1412هـ.ق.
21- «حاج سیّد حسین عریضی» فرزند آقا سیّدمحمدعلی بن سیّد محمدباقر حسینی عریضی اصفهانی، دانشمند بزرگوار، فاضل، ادیب زبانشناس از کارمندان صدیق آموزش و پرورش و استاد دانشمند دانشکده ادبیات [دانشگاه] اصفها. ادیبی ارجمند، معلمی بزرگوار، استادی گرانقدر، مرد علم و دانش کار و کوشش، از بنیان گزاران دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، مردی که در طول عمر خود فقط به علم و ارزش آن میاندیشید.
نویسنده در سال 1308هـ.ش افتخار شاگردی ایشان را در دبیرستان گلبهار داشتم. از آن تاریخ تا هنگام فوت ایشان از نزدیک شاهد و ناظر او بودم. مدتی به عنوان کمترین شاگرد، زمانی به عنوان همکار در دبیرستان ادب، مدتها به عنوان دوست و ارادتمند، الحق او را فردی شایسته و عاشق علم و تحقیق دیدم. وی به زبان فرانسه تسلط کامل داشت و عربی را نیز به خوبی میدانست و کتابهای چندی تألیف و ترجمه کرد که از آن جمله است:
1- «تاریخ اصفهان».
2- ترجمه «سفرنامه شاردن» فرانسوی قسمت اصفهان، به چاپ رسیده است.
3- ترجمه مقالهای از خاورشناس معروف: «هانری کربن» درباره کتابهای: «لطائف غیبیّه» و «مِصْقل الصفا» از تألیفات سیّد احمد علوی شاگرد و داماد میرداماد.(1)
این مقاله را مرحوم آقای عریضی برحسب خواهش دانشمند محترم جناب حاج سیّد جمالالدین میردامادی به وسیله اینجانب از فرانسه ترجمه نمودند و در پایان مقاله توضیحات لازم اضافه کردند. (تاریخ ترجمه 12رجب سال 1398هـ.ق).
1- میرسیّدکمالالدین احمدبن زینالعابدین علویم فرزند امیرسیّد زینالعابدین علوی عاملی، پسرخاله و داماد و شاگرد میرداماد بود. وی از میرداماد و شیخ بهایی اجازه داشت. این عالم دانشمند و محقق بزرگوار و فاضل متکلم وی دارای تألیفات بسیاری بوده است که تاکنون سی و پنج کتاب و رساله و شرح از آن حکیم فرزانه به دست آمده است. از آن جمله: «لطائف غیبیه» در تفسیر آیات مربوط به عقاید، «مصقل الصفا» به زبان فارسی در رد شبهات نصارا در سال 1032هـ نوشته شده، «ریاض القدس» یا «مصابیح القدس» که تاریخ تألیف آن 1011هـ و به زبان عربی میباشد، «روضة المتقین» به زبان عربی حاشیه برکتاب تجرید العقاید خواجه نصیرالدین طوسی، سرانجام کمالالدین پس از عمری تحقیق و تألیف در میان سالهای 1054هـ تا 1060هـ بدرود حیات گفت. ر.ک: لطائف غیبیه، به اهتمام رسید جمالالدین میردامادی مکتب السیّد الداماد، 1396هجری، مقدمه، ص7.
4- «گوشههای ناشناخته تاریخی حمل مغول به ایران» در این مقاله طبق مآخذ تاریخی مینویسد: «ناصر خلیفه عباسی برای سرکوبی سلطان محمد خوارزمشاه، چنگیزخان را به فتح ایران و جنگ با خوارزمشاه دعوت کرد.»
5- مقالهای تحت عنوان «زبان فارسی را پاسداری و نگهداری کنیم».
6- ترجمه کتاب «تاریخ هند» از زبان فرانسه. [نوشته پیئرمیل]
مرحوم عریضی پس از یک عمر خدمت به علم و اجتماع، در بعدازظهر 23رمضانالمبارک 1411هـ.ق در اصفهان وفات یافته، جنازه در روز 24رمضان (چهارشنبه) با حضور عدة زیادی از فرهنگیان و دانشمندان از منزل به دبیرستان ادب، که سالها ریاست آن را داشت منتقل و پس از انجام تشریفاتی به گورستان جدید منتقل و در قطعه «نامآوران» مدفون گردید.
در فوت مرحوم عریضی عدهای از شعرای اصفهان مرثیه و ماده تاریخ گفتند از آن جمله: جناب استاد محمدمهریار در مرثیه آن استاد بزرگوار گوید:
|
دیـــدی که جور چرخ مرا بی امان شکست
قلبم شکست چونکه تو رفتی از این جهان
بلـبل ببــاغ از غـــم هجرت خموش شد
بُغضـــی عجب زغم گلوی قُمریان گرفت
لطــف و صفــا زباغ و گلستان کناره کرد
نــــوک قلــم بصفحـــه کاغذ خمیده شد
گلـــزار علم و فضـــل بگیتی فسرده شـد
گفتــم عریضــی آن کــه بدانش یگانه بود
آن کـــان لطف و مهر عریضی که عهــد او
دیـــدی کـــه دست قاهر و غــدّار روزگار
او مکتبـــی زمهـــر و ادب بود و این زمان
دیـــدی دلا کـــه مرگز عزیزان زدست من
دور سپهـــر یـــار عزیزم زمـــن ربــــود
او رفـت و صدق رفت و صفا رفت از پیش |
قلبــم نهـــان و شیشه اشکم عیان شکست
نی قلب من که قلب همه اصفهان شکست
وز ســوز درد و آه دل بوستـــان شکست
در بـــاغ و لالهزار دل باغبـــان شکســت
بـــرگ سخن فسرد و دل ضیمران شکست
رنـــگ ادب پرید و دل خامه دان شکست
چــون بــرق مرگ در جگر آسمان شکست
هــرگز نبـــود آن که تـوان رایگان شکست
بـــود استـــوار و هیچ نیامد بر آن شکست
آن معـــدن فضیلت و تقوی چسان شکست
پشــت ادب شکست و دل دوستان شکست
گوهـــر ربود و گوهـرم اندر دهان شکست
چشمـم زگریه شست و دلم را نهان شکست
عشقـــی بماند و عشق نه آسان توان شکست |
22- «حاج آقا حسین عبداللهی خوروش» ادیب و نویسنده و محقق و شاعر متخلص به «همت». فرزند مرحوم غلامعلی بن حاج محمدرضا مباشر اصفهانی فرزند حبیبالله. در ماه رجب سال 1339 هـ در اصفهان متولد گردید، تحصیلات قدیم و جدید خویش را در این شهر در مدارس جدید و قدیم در نزد اساتید به پایان رسانیده، عمری را در مطالعه و تألیف و تحقیق در موضوعات دینی و اجتماعی گذرانید. دانشمندی محقق و نویسندهای توانا و پژوهشگری سخت کوش بود. مدتی روزنامهای به نام: «پیک عدالت» را منتشر میکرد و در برخی از روزنامههای اصفهان و تهران مقالاتی مینوشت. کتابهای زیادی تألیف کرده و برخی از آنها را به چاپ رسانیده، اسامی تألیفات او بدین قرار است: 1- افکار و عقاید بزرگان 2- انقلاب یا نهضت سیّدجمالالدین، مطبوع 3- برهان در نسخ ادیان 4- بهداشت صورت 5- پیشوای آینده جهان 6- تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب، مطبوع 7- تراش ریش از نظر بهداشت و اسلام، مطبوع 8- خطرات آینده 9- دخانیات از نظر بهداشت و اسلام 10- دیوان اشعار ما از غزل و قصیده و رباعی 11- شطرنج 12- سیّدجمالالدین و سازمان فراماسونری 13- سیاست خارجی خا در ایران 14- شعله احساسات 15- شهر تبلیغات 16- عدالت اجتماعی 17- علل بیماریهای روحی 18- فدائیان شهوت 19- فرهنگ اسلام شناسان خارجی 20- فرهنگ زندگی 21- قرآن و فلاسفه غرب یا قرآن از نظر دانشمندان خارجی 22- کمونیزم در مکتب اجتماع 23- مردان نامی و دانشمندان باختر 24- موسیقی و اسلام.
عموم نوشتهها و کتابهای مرحوم عبداللهی تحقیقی و قابل استفاده است به خصوص کتابها: فرهنگ اسلامی شناسان و قرآن فلاسفه غرب که حقاً کتبی است در موضوع خود ابتکاری و کامل و مطالعه آن برای کلیه افراد تحصیل کرده مسلمان ضروری و نتیجه قریب سی سال مطالعه و تحقیق است که انسان متعهد بدون چشم داشت هیچ گونه پاداشی قبول زحمت کرده و اثری نفیس از خود به جای گذاشته است. امیداست خداوند مهربان در پاداش این خدمت بهترین درجات را در بهشت عدن به او عنایت فرماید و سعادت و خوشبختی را به بازماندگانش لطف کند.
مرحوم عبداللهی سرانجام در جمادیالاولی سال 1409هـ در اصفهان وفات یافت و در گورستان جدید به خاک رفت. خدایش رحمت کند.
23- «دکتر رضا هادیزاده» استاد دانشکده زبانهای خارجی در دانشگاه اصفهان(1) [بود که در] دی ماه 1369هـ.ش (جمادیالثانی 1411هـ.ق) [براثر عارضه سکته از دنیا رفت.]
24- «حاج سیّدمحمدرضا جزایری» فرزند مرحوم حاج سیّدحسن موسوی جزائری از اعقاب محدّث بزرگوار مرحوم سیّد نعمت الله جزایری عالم جلیل محقق مدقق معروف (متوفی به سال 1112هـ) میباشد.
خاندان جزائری ساکن اصفهان در طول چهار قرن به علم و زهد و جامعیت معروف هستند و در بین آنان عدهای از علماء و وعاظ و ائمه جماعات میباشند. پدر ایشان از محترمین وعاظ اصفهان و داماد مرحوم مجدالاسلام حاج ملاحسینعلی صدیقین عالم عابد زاهد عارف بود. مرحوم حاج سیّدرضا در اصفهان متولد و تحصیلات قدیم و جدید خود را در این شهر و قم و تهران انجام داده و پس از دریافت مدارک تحصیلی، سالها در اداره آموزش و پرورش به عنوان دبیر ادبیات و علوم دینی در مدارس انجام وظیفه نموده و ضمناً در منبر نیز به ارشاد و هدایت مردم اشتغال داشت. وی دبیر دانا و واعظی توانا بود. سرانجام در 20رمضان سال 1411هـ.ق در اصفهان وفات یافت. رحمةالله علیه.
1- دکتر رضا هادیزاده عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات عرب و مدتی نیز ریاست دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه اصفهان را برعهده داشت و تصحیح و تحقیق کتاب دستوراللغه العربیه السمی بالخلاص از وی میباشد که فرزندشان آقای مجید هادیزاده مقدمهای برآن نگاشتهاند.
25- «حاج آقا رضا مظاهری کرونی» فرزند عالم ظاهد مرحوم آخوند ملامحمد حسین کرونی (فوت 12ربیعالاول 1375) فرزند محمدبن میرزا مظاهری کرونی.
خاندان مظاهری ساکن تیران مرکز دهستان کرون بودهاند و خویشتن را از اعقاب جناب حبیببن مظاهر (مظهر) اسدی از اصحاب بزرگوار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و شهید در کربلا در رکاب حضرت سیّدالشهداء علیهالسلام میدانند. مرحوم حاج آقا رضا در اصفهان در خانواده علم و روحانیت و زهد و تقوی متولد گردید و در نزد اساتید و دانشمندان اصفهان تحصیل کرد. برخی از اساتید او عبارتند از آیات عظام و حجج اسلام: 1- حاج آقا جمالالدین خوانساری 2- حاج آقا حسین خادمی 3- حاج میرسیّدعلی بهبهانی 4- آقا کمالالدین خوانساری 5- حاج سیّدمصطفی مهدوی هرستان رحمهالله علیهم اجمعین.
مرحوم حاج آقارضا، واعظی صالح از محترمین اهل منبر اصفهان بود. در مسجد امام حسین علیهالسلام در محله کِیْلان (بر وزن قیطان) و مسجد خیابان جامی اقامه جماعت مینمود و در شناخت مردم اصفهان و شرح حال بزرگان و مشاهیر هر سلسله و خاندانها الحق کمنظیر بود. منبر ایشان شامل مواعظ شافیه و بیان مسائل حلال و حرام و تفسیر و شرح آیات قرآن و احادیث حضرای معصومین علیهالسلام و نقل داستانها و حکایات مناسب با هر مقام و ذکر مصیبت خاندان عصمت و طهارت بود و از حیث جامعیت در بین اهل منبر معاصر امتیازی کلی داشت.
در بعدازظهر روز سوم ماه صفر سال 1410هـ.ق به عارضه سکته وفات یافته و جنازه وی در روز سه شنبه، چهارم [صفر] با تشییع شایسته و شرکت عموم طبقات از علماء و مؤمنین و هیئتهای مذهبی با دستههای عزادار به گورستان جدید (باغ رضوان) منتقل و در آن جا به خاک رفت. رحمةالله علیه رحمة واسعه.
26- «رضا قلیخان برومند گزی» فرزند مرحوم محمدکریم خان گزی. خاندان برومندگزی از خاندانهای اصیل و نجیب و متمکن اصفهان میباشند که قبلاً در دستگرد برخوار و گز. مرکز بلوک برخوار، ساکن بوده و اخیراً در اصفهان و تهران ساکن میباشند. در بین آنها افراد تحصیل کرده و ادیب و شاعر و نویسنده و دانشمند مذهبی یافت میشود که از آن جمله صاحب عنوان است.
مرحوم رضاقلیخان در سال 1326قمری در اصفهان متولد گردیده و در اصفهان و تهران تحصیلات علوم قدیم و جدید را تا دریافت گواهی لیسانس از دانشکده حقوق تهران ادامه داد. وی سپس وارد خامت دولتی شده و در دادگستری به شغل قضاوت اشتغال جسته، از قضات پاکدامن و با شهامت بود. سالها در دانشکده ادبیات اصفهان نیز تدریس میکرد. مرحوم برومند علاوه بر کلیه فضائل از حسن معاشرت و نیک سیرتی و خوش محضر بودن: شعر هم میگفت لکن کمتر بدان میپرداخت. از نمونه اشعارش در مجله باختر اصفهان قطعهای نقل شده که نویسنده آن را در: «تذکرة شعرای معاصر اصفهان» (ص82) به تمامه نقل کردهام. مرحوم برومند در ربیعالثانی سال 1410هـ در اصفهان وفات یافت.
27- «دکتر روحالله سازش» رئیس بهداری آموزشگاههای اصفهان. در سال 1285هـ.ش در اردکان یزد متولد گردید. تحصیلات خویش را تا دریافت دکترای پزشکی در اردکان و تهران انجام داده و در سال 1311هـ.ش. فارغالتحصیل شده، مدتها در تهران ساکن و به طبابت مشغول بود. سپس به اصفهان منتقل و به ریاست بهداری آموزشگاهها که خود مؤسس و بنیانگذار آن بود، منصوب و تا سال 1349ش با کمال سعی و کوشش و صداقت در این مؤسسه انجام وظیفه نموده و در این سال بازنشسته شد. سرانجام در شب هفتم دی ماه 1370شمسی مطابق یکشنبه 22جمادیالثانی سال 1410هـ.ق پس از یک بیماری در اصفهان وفات یافته در گورستان جدید (باغرضوان) مدفون گردید. (نقل از تجارب طلایی، شماره اول)
28- «سیفالله آشوری» فرزند میرزا باقر شاعر ادیب متخلص به سیفی، پدرش نیز شاعر بوده و «خاص» تخلص داشته است. (1272-1332هـ.ش)
مرحوم سیفی به علت عدم تمکن مالی به مدرسه نرفته و تحصیلاتی مطابق ذوق و استعداد خود ننموده لکن به علت شوق و ذوق تحصیل، اندیک در خارج از محیط مدرسه درس خوانده و از اول جوانی سرودن شعر را شروع نمود. دو جزوه از دیوان اشعارش به چاپ رسیّده است. مشارالیه در انجمن ادبی مرحوم پروانه شرکت مینمود. در سال 1302شمسی متولد و در اواسط رمضان المبارک سال 1411هـ.ق وفات یافت.
29- «عباسعلی فرزند علی حافظ پرست» شاعر ادیب متخلص به «آرام» در سال 1293شمسی متولد و از اوان جوانی به مقتضای ذوق و استعداد فطری لب به سرودن شعر باز کرده و در برخی از انجمنهای ادبی از آن جمله انجمن ادبی کمال شرکت نموده، سرانجام در شوال سال 1410هـ.ق وفات یافت. از اشعار اوست:
|
خواهی که سمر شو به نیکونامی
با اهل زمانه هیچ دانی چه کنـی |
بایـد که بدل تخم محبت کاری
آن کن که بخویشتن روا میداری |
30- «عباس حقانی پناه»، شاعر ادیب، عارف متخلص به «پناه» و لقب طریقتی او «محبوب علی» بوده و در اثر تصادف کشته شد و در باغ رضوان مدفون گردید.
ادیب و شاعر معاضر آقای فضلالله اعتمادی متخلص به «برنا» جهت او مرثیه و ماده تاریخ گفته که در روزنامه هفتگی نوید اصفهان شماره (211) در 28مهرماه 1371ش به چاپ رسیّده است. ماده تاریخ آن این است:
| بسوی وادی امن و مقام حقانی |
پناه برد به محبوبش از جهان عباس |
31- «عباسعلی دارویی» فاضل نویسنده از خدمتگزاران به شعر و ادب. پس از فوت میرزامحمدعلی مکرم، مدیر روزنامه صدای اصفهان، مدتی سرپرستی آن روزنامه را به عهده گرفته و آن را منتشر مینمود. در ربیعالاول سال 1411هـ.ق وفات یافت.
32- «عبدالرسول رسولی گزی» قاضی دادگستری، فوت دوشنبه 7جمادیالاولی سال 1411هـ.ق
33- «عبدالرسول منتصر» شاعر ادیب متخلص به «حقیقت»، کرامند بازنشسته بانکملی ایران و کارشناس رسمی حسابداری دادگسترس در اصفهان. وی در روز شنبه 5ذیقعده 1410هـ.ق [فوت کرد.] این سه سطر شعر جزو قطعهای از اشعار او در اعلامیه مراسم هفته او به چاپ رسیّده است.
|
شدم سخت درمانده از کرد خویش
بــکردم همـــی روز و شب را تبه
حقیقـــت ره رادمـــران بــگیـــر |
پشیمان زکردار و گشتم پریش
سراســر بــود نـــامهام پرگنه
تو تا زندهای دست افتاده گیـر |
34- «مرحوم عبدالکریم بصیری» فرزند حاج محمدرضا فرزند محمدرحیم خوشنویس فرزند آقا غلامعلی، خطاط معروف اصفهانی (1200-1269هـ.ق) فرزند محمدرحیم. در اواخر سال 1316قمری متولد و تا حدود سی سالگی به کسب علوم و معارف جدید و قدیم پرداخته سپس در ادارت دولتی استخدام و در این اواخر بازنشسته شده و سرانجام این شاعر ادیب در ماه رجب سال 1409هـ.ق وفات یافته، در گورستان جدید مدفون گردید.
در شعر از اساتید به شمار میرفت و در انجمنهای مرحوم شیدا، ادیب فرهمند، کمال و برخی دیگر از انجمنهای شعر و ادب شرکت مینمود. دارای ذوقی سرشار و طبعی قادر میباشد و «بصیر» تخلص میکرد. از اشعار اوست:
|
به مکتب در نخستین روز استـاد
که برگیرم به ددست راستخامه
زکـــج رفتـن نگهدارم قلــم را
زسطـر راســت، خامه سرنپیچد
پذیرفتـــم زجــان حرف ولی را
نوشتــن راست از اول به دستور
از اول راستــــی شد نقش خاطر |
نوشتن را بمن داد این چنین یاد
زدست(1)راست بنویسم بهنامه
به خط راست بنویسم رقـم را
سر از رسم و ره مسطر نپیچد
نــوشتم راست حرف اولی را
بجــز این ره نپویم تا لب گور
چـــه نقشی بُد از این بهتر بآخر |
35- «مشهدی علی نانوا» فرزند استاد باقر، شاعر ادیب متخلص به «دیوانه»، در حدود سال 1272شمسی متولد گردید. اندکی درس خوانده و در اثر ذوق و استعداد فطری به سرودن اشعار مذهبی و مدیحه سرایی حضرات معصومین علیهالسلام و غزل و رباعی شروع کرده و دو دیوان از اشعار او به چاپ رسدیه است. سرانجام در ماه رمضان المبارک سال 1407هـ.ق وفات یافت. در برخی از انجمنهای ادبی از آن جمله انجمن ادبی پروانه شرکت مینمود.
36- «مرحوم حجةالاسلام حاح میرسیّدعلی ابطحی» فرزند مرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج سیّد محمدباقر ابطحی سدهی، در عصر روز عیدغدیر سال 1329قمری در اصفهان متولد گردید. تحصیلات ایشان در اصفهان در خدمت:
1- آقامیرزا احمدمدرس 2- مرحوم مهدوی جای دیگر سمت راست ضبط کرده است. ر.ک: تذکره شعرای معاصر اصفهان، اصفهان کتابفروشی تایید، 1334ش، ص89.
3- حاج سیّدمحمدباقر بن محمدعلی ابطحی حسینی پدر دانشمند خود 4- آقاشیخ محمدرضا ابوالمجد مسجد شاهی 5- حاج میرسیّد علی مجتهد نجف آبادی 6- حاج سیّد محمدسدهی خالوی معظم خود 7- آقا سیّد محمدنجف آبادی 8- آقا سیّدمهدی درچهای و در قم به خدمت مرحوم حاج سیّدمحمدتقی خوانساری و آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری بوده و از مرحوم آیتالله حاج سیّدمحسن حکیم طباطبایی اجازه داشته، پس از نیل به مقامات عالیه علم و کمال در اصفهان به اقامه جماعت در مساجد حریری ها در محل دردشت، مسجد حاج علی در بازار و بالاخره پس از فوت پدر علاّمهاش در مسجد جامع اصفهان میپرداخت. درایام تحصیل صبح و بعدازظهر در مدرسه کاسه گران سطوح فقه و اصول تدریس مینمود و عدهای از طلاب از محضر او مستفید میشدند.
مرحوم ابطحی عالمی خلیق و مهربان، خوش محضر و نکتهدان، دارای محفوظاتی زیاد و حاضرالذهن بود. وی در صبح روز سهشنبه 11ماه صفر سال 1410هـ.ق در اصفهان وفات یافت و در گورستان جدید مدفون گردید. رحمةالله علیه
37- «مرحوم میرزا علی خلیلیان» فرزند عبدالمحمود، شاعر ادیب متخلص به «رجاء» در سال 1317قمری متولد گردیده، پس از آنکه اندک تحصیلی نموده به کسب و کار اشتغال جسته، در اغلب انجمنهای ادبی اصفهان همچون انجمن شیدا، انجمن شیدا، انجمن ادیب فرهمند، انجمن پروانه، انجمن کمال شرکت مینمود. دیوان اشعار او چاپ شده است. وی در ذیقعده 1411هـ.ق در اصفهان وفات یافته، در گورستان جدید در قطعه «نامآوران» که جهت دفن شعراء و نویسندگان اختصاص یافته، دفن گردید.
38- «محمدعلی اولیاء» مدیر روزنامه اولیاء از نویسندگان و خدمتگزاران به مطبوعات، فوت او در رمضان المبارک 1412هـ.ق میباشد.
39- «حاج میرزا محمدعلی ربانی» فوت جمعه 22شوال المکرم، 1410هـ.ق، وی از علماء و روحانیون بود.
40- «حاج سیّد محمدعلی طباطبایی فانی زوّارهای» فاضل ارجمند، از کارمندان صدیق اداره آموزش و پرورش اصفهان. سالها در مدارس این شهر به تعلیم و تربیت نوآموزان اشتغال داشت سپس به اداره منتقل گردیده و چندین سال ریاست حسابداری را برعهده داشت تا سرانجام بازنشسته شد. وی به تصوف و عرفان روی آورده و به تصفیه نفس پرداخته و در این اواخر از طرف آقای حاج سلطان حسین آقا تابنده رضا علیشاه گنابادی به عنوان شیخ صوفیه اصفهان تعیین گردید و به ارشاد و هدایت مستعدین پرداخت. سرانجام در ماه رجب1409هـ.ق وفات یافته، در گورستان جدید مدفون شد. رحمهالله علیه.
41- «حاج شیخ غلامحسین تسلیمی» از علماء بود و در ذیقعده سال 1409هـ.ق وفات یافت.
42- «فضل الله ضیاءنور» فاضل ادیب از دبیران دانشمند اداره آموزش و پرورش اصفهان که سالها در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان تدریس میکرد. در اصفهان خدمت جمعی از بزرگان علم و دانش همچون مرحوم شیخ محمدعلی عالم حبیب آبادی و مرحوم آیتالله حاج آقا رحیم ارباب و مرحوم حاج میرزا علی آقاشیرازی و غیره تحصیل نموده، دانشمندی پرمایه و استادی کامل بود. در اخلاق و صفات انسانی نیز فردی شایسته و دوستی مهربان و پاکدل بود. وی در ربیعالثانی سال 1406هـ.ق در اصفهان وفات یافت.
پدرش واعظ صالح مرحوم حاج آقا رضا فرزند حاج عبدالحسین نیز از فضلاء اهل منبر اصفهان بود و در محرم سال 1406هـ.ق در این شهر وفات یافت. رحمهالله علیهما.
43- «فضل الله امینی» ادیب و نویسنده، متوفی در ماه شعبانالمعظم 1410هـ.ق (اسفندماه 1369هـ.ش)
44- «سیّدفخرالدین امامی» فرزند مرحوم حاج آقا میرزاامامی، نقاش مینیاتوریست پدرش از اساتید فن و مفاخر هنری اصفهان بلکه ایران بود و پسر نزد پدر هنرمند خود فن نقاشی و مینیاتور را آموخت و تکمیل نمود و در اصفهان سالها به استادی و مهارت شهرت داشت. چندین سال در اداره آموزش و پرورش خدمت کرد لکن محیط را جهت شکوفایی هنر و قدرت نمایی مناسب ندیده، از شغل دبیری نقاشی استعفاء داده به طور آزاد مشغول کار گردید. وی در ربیعالاول سال 1412هـ.ق وفات یافت.
45- «کریم نیک زاد حسینی شهرکردی» فرزند سیّد محمدتقی ادیب نویسنده، در حدود سال 1324هـ.ق در شهرکرد متولد گردید. سالها در موطن خود و اصفهان پس از انجام تحصیلات، در آموزش و پرورش خدمت کرده و در سالهای آخر در اداره باستانشناسی (میراث فرهنگی) خدمت میکرد. کتب چندی تألیف نموده که از آن جمله استک 1- تاریخ و جغرافیای اجتماعی چهارمحال 2- جغرافیا و تاریخ چهارمحال و بختریا 3- شناخت سرزمین بختیاری. مرحوم نیک زاد در این کتابها حدّ اعلای تحقیق و بررسی را به کار برده و کتابی ارزشمند در موضوع خود به یادگار گذاشته است. سرانجام در شعبان 1410هـ.ق پس از یک بیماری سخت وفات یافت. مرحوم نیکزاد پس از بازنشستگی، چندین سال در روزنامه «اصفهان» به مدیریت مرحوم امیرقلی امینی کار میکرد. وی از دوستان قدیمی و صمیمی نویسنده بود، خدایش رحمت کند.
46- «سیّدکمالالدین طالقانی» فرزند مرحوم حاج سیّد علی بن عبدالوهاب بن سیّد حسین حسینی اصفهانی، ادیب فاضل و نویسنده. از دبیران دانشمند اداره آموزش و پرورش اصفهان، سالها در مدارس دینی اصفهان نیزد اساتید بزرگوار تحصیل نموده سپس در مدارس جدید به تکمیل معلومات و تحصیلات خویش پرداخته با اخذ لیسانس به خدمت وزارت فرهنگ وارد شد. سالها در دبیرستانهای اصفهان تدریس نموده و سپس دبیرستان «ابنسینا» را تأسیس کرد و با کمال سعی و جدیت در تعلیم و تربیت دینی و اجتماعی جوانان اهتمام نمود. سرانجام در دهه اول ذیالحجةالحرام سال 1408هـ.ق در اصفهان وفات یافت. کتب زیر از تألیفات اوست: 1- آئین سخن 2- آئین نگارش 3- اصول دستور زبانفارسی 4- املاءهای امتحانات نهایی 5- تست فارسی و لغات متشابه 6- راهنمای زبان فارسی 7- فرهنگ مشتعل 8- مختصر دستور زبان فارسی. عموم این کتابها برای دبیرستانها تألیف شده و به چاپ رسیده و مورد استفاده دانشآموزان قرار گرفته است.
47- «سیّدکمال کلوشانی» فرزند سیّدمحسن طباطبایی، در اواخر سال 1305خورشیدی متولد گردیده، اندکی تحصیل نموده و مدتی در مدارس تدریس مینمود. سرانجام شغل آزاد خیاطی را بر استخدام دولت ترجیح داده، تا آخر عمر به این کار اشتغال داشت. قسمتی از دیوان اشعارش با تخلص «حقیر» به چاپ رسیده است. وی در 11رجب سال 1411هـ.ق وفات یافت.
48- «مرحوم دکتر مجتبی دهباشی» از فضلاء و دانشمندان اصفهان بود. فوت وی در اوایل جمادیالاولی سال 1410هـ.ق اتفاق افتاد.
49- «حاج سیّدمجتبی کیوان» فرزند مرحوم حاج سیّد محمدحسینی معروف به حاج زرگرباشی. وی از محترمین تجار اصفهان و به زهد و تقوی و صداقت و پاکدامنی معروف بوده و هر سال در دهه اول محرم در منزل خود واقع در کوچه شمسآباد(1) اقامه مجلس سوگواری جهت حضرت سیّدالشهداء علیهالسلام مینمود و از مجالس پرشور و با خقیقت به شمار میرفت و تا کنون قریب یکصدسال است که این مجلس با همان شکوه و عظمت برقرار میشود و مردم اصفهان عموماً و اهالی محلات شمسآباد و چهارسوق شیرازیها به ویژه، اعتقادی کامل به آن داشته و دعا و زیارت و عزاداری در آن مجلس را قبول درگاه حضرت حق جل و علا میدانند.
مرحوم حاج سیّد مجتبی از داشنمنداو فضلاء اصفهان و از اساتید فن شعر و ادب محسوب میشود و «کیوان» تخلص مینمود. وی دانشمندی خلیق و ادیبی شفیق و شاعری استاد و در کلیه انواع شهر از قصیده و غزل و قطعه و رباعی ماهر بود. او دوستدار و ستایشگر خاندان عصمت و طهارت بود. آثار او در روزنامهها و مجلات و کتابهای تذکرةالشعراء به چاپ رسیده است.
مرحوم کیوان پس از اتمام تحصیلات قدیم و جدید وارد خدمت آموزش و پرورش گردیده و مدتی ناظم دانشسرای مقدماتی اصفهان بود. سپس به خدمت بانک ملی ایران درآمد و آخرین پست او در بانک، معاونت آن مؤسسه بود. در برخی از انجمنهای ادبی اصفهان شرکت نموده و حزو اساتید انجمنها محسوب میشد.
مرحوم کیوان در سال 1291شمسی (1330هـ.ق) در اصفهان متولد شد و در عصر جمعه 10 شعبان سال 1412هـ.ق در اصفهان به عارضه سکته وفات یافته روز شنبه با تشییع شایسته در گورستان جدید مفدون گردید. رحمةالله علیه
کتب زیر از آثار مرحوم کیوان میباشد:
1- «چهلچراغ» مجموعه چهل قصیده از چهل نفر شاعر، مطبوع.
2- «دیوان غزلیات».
3- «دیوان کیوان».
4- «سری بر خاک » سفرنامه مکه معظمه و مدینه طیبه، منظوم.
5- «قند مکرر».
1- این کوچه حدفاصل خیابان طالقانی و شیخ بهایی کنونی قرار دارد.
6- «گاهنامه».
7- «گل و خار» مجموعه اشعار مذهبی.
8- «نغز و پرمغز»
50- «حاج شیخ محمدوثیق» از فضلاء فوت دوشنبه 26ذیقعدةالحرام سال 1411هـ.ق.
51-«حاج آقا محمدشفیعزاده خوئی» فرزند میرزا محمدشفیع از فضلاء و کارمندان شایسته و صدیق دولت. سالها پس از تحصیل در مدارس قدیم و جدید، در دوائر مختلف دولتی و شهرهای چندی خدمت کرده و آخرین محل کار او، معاونت بانک ملی ایران بود. خاطرات زندگانی خود را مرقوم داشته که اگر به چاپ برسد جهت اطلاع از وضع عمومی کشور در اواخر عهد قاجاریه و زمان حکومت رضاخان و پسرش محمدرضا بسیار مفید خواهد بود. در ماه صفر سال 1407قمری پس از 93سال عمر با عزت و احترام و خدمت صادقانه وفات یافت. رحمةالله علیه
52- «مرحوم محمد سپاهانی» فرزند مرحوم آقا شیخ عزیزالله بن شیخ محمدحسین ابن عزیزالله بن حسن بن علامه فقیه حکیم عارف فیلسوف آقا محمدبیدآبادی، شاعر و ادیب متخلص به «شیوا»، در سال 1287شمسی (سال 1325قمری) در اصفهان متولد گردید. پس از طی دوران دبیرستان، مدتی مدیریت چاپخانه امامی اصفهان را برعهده گرفته، در دوره دوم مجله دانشکده اصفهان به مدیریت مرحوم میرزا عباس خان شیدا سردبیری مجله را چندین شماره به عهده گرفته، سالها در مشاغل مختلف خدمت کرد. سرانجام مؤسسه کتابفروشی کتابسرا را تأسیس نمود. مرحوم سپاهانی از جمله افراد فعال و کوشا و خدمتگزار بود که پس از عمری خدمت در سال 1409هـ.ق در اصفهان وفات یافت. از اشعار اوست:
|
از علم بی عمل چه توان داشت انتظـار
خواهی زعلم بهره بری در زمان خویش |
گندم زآب و دانه نروید به شوره زار
بــگـذار در طـریق عمل گام استوار |
53- «دکتر سیّدمحمد ابن الشهیدی» فرزند مرحوم آقا سیّدمؤمن حسینی، از پزشکان متدین و در فن خود استاد و ماهر، در اصفهان متولد گردیده و تحصیلات خود را در اصفهان و تهران به پایان رسانیده پس ار دزیافت دکترا در پزشکی به اصفهان مراجعه نموده و تا آخر عمر با کمال شفقت و مهربانی و دلسوزی از بیماران عیادت و مداوا نموده و سالها در دانشکده پزشکی اصفهان استاد بوده و دانشجویان پزشکی را علاوه بر تدریس دروس لازم، به دیانت و امانت و خدمت به جامعه مسلمین تشویق مینمود. وی فردی دیندار و در امر دین متعصب و فداکار و در نزد عموم طبقات اجتماع محبوب و مورد احترام بود. سرانجام در دوم رجب سال 1412هـ.ق وفات یافت.
54- «سرهنگ محمود زاهدی» رئیس اسبق اوقاف اصفهان.(1) در موقع تصدی او در این مقام، خدماتی به موقفات اصفهان انجام داد. ضمناً چندین باب مسجد نیز در اصفهان بنا کرد از آن جمله: 1- خیابان مطهری(2) 2- در خیابان دروازه تهران(3) 3- در کوچه شله رنگ کنها زمینی بود که سالها خرابه و متروکه افتاده بود و در دیوار آن سنگ لوحی بود که فردی آن جا را جهت مسجد وقف نموده بود. به همت مرحوم سرهنگ زاهدی آن جا نیز ساخته شد. محل آن مقابل منزل مرحوم آیتالله ارباب قرار داشت، گنبد مسجد لنبان نیز از آثار او میباشد. دو جلد کتاب به نام «تاریه اوقاف اصفهان» و «سپاسگزاری از مردم متدین اصفهان» نیز که مرحوم عبدالحسین سپنتا نوشته است را از محل اوقاف به چاپ رسانید. در موقعی که در ارتش خدمت میکرد نیز مجموعهای به چاپ رسانید. در اوائل محرمالحرام سال 1412هـ.ق وفات یافت.
55- «حاج شیخ مرتضی مظاهری» فرزند مرحوم محمدحسن بن محمدابراهیم عالم، عامل کامل، فقیه نبیه، مجتهد زاهد بارع. از علماء و مجتهدین اصفهان در شب دوم جمادیالاولی سال 1316قمری متولد و در اصفهان و نجف در خدمت اساتید بزرگوار و مجتهدین و مدرسین آن حوزهها چون: 1- آقا سیّدابوتراب خوانساری 2- آیت الله آقا سیّدابوالحسن مدیسهای اصفهانی 3- آقا سیّدابوالقاسم دهکردی 4- شیخ جواد بلاغی 5- آخوند ملامحمدحسین فشارکی 6- آقا میرزا محمدحسین نائینی 7- حاح میرمحمدصادق خاتون آبادی 8- آقا شیاءالدین عراقی 9- ملاعبدالکریم گزی تلمذ کرد.
مرحوم آقای مظاهری پس از وصول به مقامات عالیه و اجتهاد و اخذ اجازات روایتی و اجتهاد از اساتید بزرگوار خود و مرحوم علامه محقق متتبع حاج شیخ آقابزرگ طهرانی، به اصفهان مراجعه نموده و به درس و بحث و اقامه جماعت و امر به معروف و نهی از منکر و تألیف و تصنیف کتب پرداخت کتب زیر از تألیفات اوست: 1- «آداب الدعاء و متخب الادعیه» 2- «احسن اللغه» 3- «تقویم شرعی» 4- «الحجة علی ذوی النهی فی حرمة حلق اللحی» 5- «الفوائد الغرویة» در متفرقات 6- «قلع الغیبه» 7- «مخزن المعانی» 8- «المعارف الرجالیه» در مقدمات علم رجال» 9- «مَقبِس الیاقوت» در فضل سکوت 10- «نصیحت نامه» 11- «نهایةالمأمول» در شرح کفایةالاصول، دو جلد. این کتابها همگان به چاپ رسدیه است و قریب پانزده رساله استدلالی در مباحث فقه و اصول و تقریرات اساتید خود غیرمطبع دارد.
مرحوم حجةالاسلام مظاهری پس از یک عمر خدمت به اسلام و قرآن، در شش ذیالحجةالحرام سال 1409هـ.ق وفات یافت. رحمةالله علیه
1- وی آخرین رئیس اداره اوقاف اصفهان در رژیم پهلوی بود.
2- این مسجد اکنون در خیابان مطهری روبروی پل ابوذر و به نام «مسجد انقلاب» مشهور است.
3- این مسجد اکنون به نام «مسجدالرضا» در ابتدای کوچهای به همین نام در خیابان ناصر خسرو (خرم) واقع است.
56- «سیّدمرتضی قائمی» فرزند مرحوم سیّد علی خیام. از کارمندان صدیق و مؤمن و فعال اداره آموزش و پرورش اصفهان. در سال 1297هـ.ش (مطابق سال 1336قمری) در اصفهان متولد گردید. پس از تحصیل در مدارس اصفهان و انجام خدمت نظام وارد اداره آموزش و پرورش شده و از آموزگاری شروع کرده و سپس به اداره منتقل شده و به ترتیب ریاست دائره اطلاعات و انتشارات فرهنگ اصفهان، روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش را به عهده داشت. ضمناً مدتی در روزنامه «اصفهان» به عنوان مدیر داخلی خدمت کرد و امتیاز روزنامهای داشت. ضمناً مدتی در روزنامه «اصفهان» به عنوان مدیر داخلی خدمت کرد و امتیاز روزنامهای به نام: «سرباز» را در سال 1329هـ.ش گرفته و چندین شماره از آن را نیز منتشر ساخت. وی علاوه بر خدمات فرهنگی و نویسندگی، خط نستعلیق و شکسته را نیز خوب مینوشت. از آثارش «چندین شماره نشریه فرهنگ استان اصفهان» و مقالاتی با امضاء مستعار: «پیوند» در روزنامههای اصفهان به چاپ رسده است. علاوه بر این خاطرات خود را در مدت خدمت در فرهنگ طی چندین مجلد نوشته که اگر روزگاری به چاپ برسد کتابی ارزنده و مفید خواهد بود. وی جُنگی از کلمات قصار و مطالب شنیدنی و خواندنی به نام: «برای دل خویش» نوشته است. مرحوم قائمی در اوائل محرمالحرام سال 1412ه-.ق در اصفهان وفات یافت. مرحوم حاج شیدمجتبی کیوان در مرثیه و ماده تاریخ فوت او گوید:
|
غره ماه محرم رفت و آمد هم زمــان
سال فوت قائمی تا ثبت در دفتر شود
یکهزار و سیصد و هفتاد شمسی ماه تیر |
سوک سالار شهیدات با عزای قائمی
گفت با من دوستی از اصدقای قائمی
جان به جانان داد سیّدمرتضای قائمی |
57- «مهندس سیّدمصطفی شاه علائی» فرزند مرحوم آقا سیّدمحمدصدرالواعظین حسینی اصفهانی از اعقاب شاه علاءالدین محمدشهشهانی، در سال 1327قمری (1288شمسی) در اصفهان متولد گردید. وی در اصفهان و تهران تحصیل نموده پس از گرفتن دیپلم به دانشکده حقوق وارد گردیده و پس از دو سال آن جا را ترک و در دانشکده کشاورزی کرج وارد گردید و از آن جا فارغالتحصیل گردیده و مهندس کشاورزی شد. در انجمن ایران و امریکا در رشته زبان فارغالتحصیل گردیده مشاغل عدیده به عهده داشته. سرانجام در اول جمادی الاولی سال 1410قمری در تهران وفات یافت. جمازه او به اصفهان منتقل شد و در باغ رضوان مدفون گردید. کتب و رسائل زیر از آثار او به چاپ رسیده است:
1- «آفات درخت گیلاس» 2- «پسته و بادام و گردو و اهمیت آنها» 3- «حشرات مفید به حال کشاورزی» 4- «خواص بیماریها و آفات گلابی» 5- «داستانهای شرقی»، ترجمه از فرانسه 6- «درخت چای و تاریخچه کشت آن» 7-«درخت خرما و فوائد آن» 8- «درخت سیب» 9- «دستور زراعت زعفران» 10- «رازک و سودهای آن» 11-«گیاههای بافتنی» (شاهدانه و موارد استفاده آن در پزشکی و غیره) 12- ملخ و غیره
برادر ایشان فاضل ارجمند گرامی مرحوم آقامرتضی شهشهانی متولد 1316هـ.ق فوت 1410هـ.ق مدفون در باغ رضوان است.
افراد یاد شده از فضلاء و ادباء و نویسندگان و شعراء و علماء و مجتهدین اصفهان بودند که در سالهای اخیر وفات یافته و در گورستان جدید مدفون شدند(1) و شمار زیادی نیز علاوه بر 45قطعه، قطعهای در غرب باغ رضوان به نام «گلشن نامآوران» به مساحت 12هزارمترمربع برای دفن معاریف و بزرگان دین و دانش و هنر تأسیس گردیده است که تا تاریخ 30/5/79سی و پنج نفر از مشاهیر علم و دانش و هنر به شرح ذیل در آن دفن شدهاند:
1- مدفونین نامبرده شده، در قطعههای مختلف باغ رضوان دفن شدهاند. شایان توجه است باغ رضوان در زمینی به مساحت حدود 400هکتار ایجاد شده است و شروع بهرهبرداری از آن در اردبیهشت 1363ش میباشد و امکانات آن هم اکنون دارای 45قطعه برای دفن مردگان، فضای سبز بسیار عالی با انواع درختان و گلکاری زیبا، غسالخانه بهداشتی شیشهای، سالنهای متعدد ترحیم، مسجد، سقاخانههای متعدد، سرویسهای بهداشتی متعدد، جادههای اصلی و فرعی مناسب، محوطههای اسباببازی کودکان و توقفگاههای متعدد جهت خودروها میباشد. این گورستان را سازمان باغ رضوان با واحدهای مختلف فضای سبز، امورمالی، دفتر فنی، متوفیات و خدمات، انتظامات و روابط عمومی اداره میکند. از هنگام افتتاح گورستان جدید حدود 50هزار نفر در آن دفن شدهاند.
1- «مرحوم سیّدحسین عریضی» متوفی 21/1/70ش.
2- علی خلیلیان متوفی 14/2/70 از شعرای معاصر متخلص به «ارجاعء».
3- «عباسعلی پناه» متوفی 11/6/70ش از شعرای معاصر.
4- «سیّدحسین مستحسن»متوفی 1/8/70 از شعرای معاصر.
5- «خانم زهره قاسمی فرد» شاعره، متوفی 7/10/67.
6- «حسین فتوحی» متوفی 30/4/72 محقق و مدرس دانشگاه.
7- «جواد چاهیچی» متوفی 24/6/72.
8- «علی اصغر صیفی» متوفی 9/7/72 از شعرای معاصر.
9- «حبیباله یزدخواستی» متوفی 24/10/72، نقال.
10- «محمد مصدق زاده» متوفی 15/2/73 از هنرمندان کاشیکار.
11- «حسین خوش نویس» متوفی 10/8/73، هنرمند.
12- «بتول ابوعطا» متوفی 6/1/74 همسر مرحوم امیرقلی امینی.
13- «مرتضی محمدی نژاد» متوفی 11/1/74 از شعرای معاصر متخلص به «کهتر اصفهانی».
14- «عباس باباعلی خواجویی» متوفی 22/5/74 از شعرای معاصر متخلص به «عشقی»، عضو انجمن ادبی پروانه.
15- «حسین خمسه» متوفی 8/6/74، هنرپیشه.
16- «احمد میرعلایی» متوفی 2/8/74، نویسنده.
17- «حسین ساغرزاده» متوفی 8/11/74، هنرمند.
18- «غلامرضاآقا ابراهیمیان» متوفی 6/7/75، هنرمند گرهساز.
19- «حسن بهنیا» متوفی 23/9/75، شاعر و ادیب.
20- استاد فرزانه «منوچهر قدسی» متوفی 1/9/75، ادیب، هنرمند و استاد دانشگاه.
21- «حسن پورصناعی» متوفی 5/10/75، هنرمند و ریاضیدان.
22- «عزیزالله عطریان» متوفی 16/10/75، هنرمند قلمکار.
23- «جلال قدسی» متوفی 13/1/76، نویسنده.
24- «حاج سیّدمحمدمرندی» متوفی 13/2/76، هنرمند.
25- «جلیل گل ریز خاتمی» متوفی 2/4/76، استاد خاتم ساز.
26- «سیّد رسول جاور» متوفی 25/4/76، شاعر معاصر متخلص به «جابر».
27- «آقا جواد عریضی» متوفی 5/8/76، مؤلف.
28- «حجةالاسلام و المسلمین استاد حاج حبیبالله فضائلی» متوفی 13/8/76، وی تحصیلات حوزوی و دانشگاهی داشت و در فقه، ادبیات و عرفان و تفسیر دست توانایی داشت. در سفر حج در سال 63ش او را اهل ذکر و متخلق و شیفته خاندان رسالت یافتم. وی سرامد خوشنویسان اصفهان در عصر حاضر بود و همه خطوط را با مهارت مینوشت و از تاریخچه و مبانی نظری خط و خطاطان مشهور آگاهی کامل داشت. از جمله آقار وی الف= «اطلس خط» تحقیق در خطوط اسلامی و استادان خط ب= «تعلیم خط» ج= «مرد آفرین روزگار» د= «بوستان خط» هـ="«گنجینه" الاسرار عمان سامانی» و= «اصحاب رس» ظ="نگارش" «قرآن مجید» ح= کتیبههای ایشان در آثار ایران و برخی از کشورهای جهان. رحمهالله علیه
29- «استاد مسیح جلوه» متوفی 14/8/76، پزشک و استاد دانشگاه.
30- «غلامحسین فیض اللهی» متوفی 8/9/76، هنرمند میناساز.
31- «ابوالحسن سنِمار» متوفی 20/10/76، معمار آثار باستانی.
32- «آرمان بهرامیان» متوفی 28/12/76، متخصص ریاضی و نجوم.
33- «رضا ابوعطا» متوفی 25/3/77، هنرمند مینیاتور.
34- «محمداعتزاری» متوفی 17/1/78.
35- مرحوم «حاج حسن شفیعی» فرزند قدمعلی، در سال 1304ش دیده به جهان گشود. وی تحصیلات عای را نزد حاج میرزاعلی آقا شیرازی، حاج آقا رحیم ارباب، حاج آقا صدرالدین کوهپایی و آقامیرزا محمددرچهای گذراند. آن عارف صمدانی پانزده سال از همراهان و یاران حاج میرزا علیآقا بود و سالهای بسیار در منزل مسکونی خود به تدریس مشغول بود و مدتی را نیز در دانشگاه، اخلاق و نهجابلاغه تدریس میکرد. تألیفات ایشان عبارتند از:
همین طبقات در طول این سالها وفات یافته که در قم و یا امامزادگان اصفهان مدفون گردیدند. البته عده دیگری را نیز باید متذکر میشدیم که به علت عدم آگهی از فوت آنان و محل دفنشان ذکر نشدهاند. از برای خود و جمیع مؤمنین طلب آمرزش میکنم. اللهم اغفرلی و لوالدی و لجمیع المؤمنین و المؤمنات.
1- «تجلیل فضیلت»، ترجمه و شرح نوشتههای ابن ابی الحدید درباره امیرمؤمنان(ع) 2- «نورالیقین»، شرح طبه متقین 3- «بهجةالطالبین» منظومه منطق 4- کتاب کنزالرموز اثر میرحسین هروی در تربیت و اخلاق و سلوک و عرفان که همراه با پنج غزل از مرحوم شفیعی در سال 1360ش چاپ شده است. 5- «دیوان اشعار فارسی». سرانجام این عارف بلند مرتبه در تاریخ 3/11/78 از دنیا رفت. (ر.ک زندگی نامه دستنویس آقای علی کرباسی زاده از شاگردان مرحوم شفیعی).
36- «دکتر احمد مجتهدی» فرزند علی، متولد 1314ش. وی از خاندان مجتهدی تبریز بود که به خدمت اداره آموزش و پرورش اصفهان سکونت داشت. نامبرده استاد گروه جغرافیای دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بود و مدت پنج سال ریاست این دانشکده را برعهده داشت. از تألیفات وی «کلیات جغرافیای انسانی» چاپ مشعل و کتاب «شهرها و مسائل مربوط به آنها» چاپ مشعل و بیش از 20مقاله علمی در باب جغرافیای انسانی در مجلات و همایشهای علمی داخلی و خارجی میباشد. این دانشمند، فرهیخته و دلسوز و خیر و نیکوکار و خوشاخلاق سرانجام پس از سالها خدمت روز پنجشنبه 10شهریور ماه 1379ش مطابق با دوم جمادیالاولی سال 1421هـ بدرود حیات گفت.
|