تاريخ فريدنيها:
در فريدن به زبانهاى گروههاى غيرفارسى بويژه تركى بسيار برخورد مي كنيم. منظور از اين گروهها تركها٫ ارمني ها و گرجيهاى فريدن مي باشد. همانطور كه قلا گفته شد شمار جمعيت ترك فريدن بيش از 150٫000 تن است. من به عنوان يك فريدنى٫ تاكنون جزوه و يا كتابى در باره تركهاى فريدن و يا تركى فريدن نديده و نخوانده ام. ..... بنا به گفته آقاى صادقى تاريخ جديد فريدن با كوچانيدن ايل "اوستاجلو" به فريدن آغاز شده است.
اگر اين سه جامعه را از فريدن جدا سازيم٫ چيز عمده اى (به جز بختياري ها و لرها) برجاى نمىماند. جمعيت فارسها در فريدن در حال حاضر بيش از 20٫000 تن نمي باشد. ( اين فارسها هم در اصل لر مي باشند كه در زمان قاجاريان توسط خانهاى بختيارى در فريدن اسكان يافته و به مرور زمان زبانشان به فارسى تبديل شده است.......)
فريدن از ديد جغرافيايى
به سبب آنكه تركهاى منطقه در فريدن متراكم شده اند، اين شهرستان را به لحاظ جغرافيايى از نظر مي گذرانيم. در اين مقاله هر جا كه كلمه "ترك" به ميان مي آيد، بر فريدن و شهرستانهاى اطراف آن اطلاق مي گردد. در مناسبتهاى گوناگون همچنين هنگامى كه از زبانهاى ديگر صحبت به ميان مي آيد، مقصد از فريدن، شهرستانهاى فريدن و فريدونشهر مي باشد.
جغرافياى سياسى: فريدن در شمال غربى استان اصفهان جاى گرفته است. از شمال با شهرستانهاى خومسار و گؤلپه گن (خوانسار و گلپايگان)، از شرق با شهرستان نجف آباد، از جنوب به چهار محال و بختيارى و از غرب به استان لرستان (شهرستان اليگودرز) محدود مي شود. اين منطقه به دو شهرستان "فريدن" و "فريدونشهر" تقسيم شده است و در مجلس شوراى اسلامى داراى يك نماينده مىباشد. "داران" شهر مركزى فريدن و "فريدونشهر" (نام سابق آن "آخوره" است) مركز شهرستان فريدونشهر مي باشد. علاوه بر اينها "چادگان"٫ "بوئين و مياندشت"، "افوس" و "دامنه" هم از شهرهاى آن بشمار مي روند. افزون بر اين شهرها بيش از 150 روستا متعلق به فريدن مي باشند. مساحت منطقه بيش از 6000 كيلومتر مربع است.
جغرافياى انسانى: جمعيت فريدن و فريدون شهر طبق سرشمارى سال 1375 180٫521٫ نفر ذكر شده است. ......
فريدن از ديد زبانى
فارسى : شمال شرقى فريدن محدوده كوچك اين زبان است... ...اهالى بومى "داران" (چهل سال پيش داران ده كوچكى بود)٫ "دامنه" و روستاهاى "آشجرد" به اين زبان سخن مي گويند. اما در حال حاضر اكثريت جمعيت "داران" را تركها كه از مناطق ديگر به اين ناحيه آمده اند تشكيل مي دهند.
لرى : اين زبان يكى از گويشهاى قديمى فارسى است. جنوب غربى و غرب فريدن، بولطاق، ننادگان، كميتك، چاغا، بزمه و چند روستاى ديگر در حوزه اين زبان جاى مي گيرد. در شمال غربى و جنوب فريدن نيز دهات كوچكى مربوط به اين زبانند.
تركى: با نگاهى به خريطه اى كه داده ايم (اين خريطه داده در مقاله نيست. مهران بهارى) معلوم مي شود كه "فريدن"، "فريدونشهر"، "گؤلپه گن"، "خومسار" و همچنين شهرك ده هزار نفرى "چمن سلطان" در لرستان از آن تركهاست. به اين سبب زبان تركى در خصوصا شهرستان فريدن داراى موقعيت مهمى است. سرنوشت تركى در ايران در اينجا تاثير خواهد گذارد. شهرها و روستاهايى كه به اين زبان سخن مي گويند: "چاديگان"، "بادگان"، "سيفتيگان"، "نهر خلج"، "خلج"، "ايسكندرى"، "قارابولطاق"، "حيدرى"، "اينالجا"،"بيلتيجه" (بيلديجه؟)، "گنجه"، "دابانلى"، "توخماقلى"، "حاجيللى"، "خليللى"، "ماربور"، "هادان"، "مؤيرك"، "دره سارى"، "دره حوض"، "دره بيد"، "دره سوخته"، "داش كسن"، "حوصور"، "چيلخانه"، "روزوه"، "نوغان" (آشاغى و يوخارى)، "كيرت"، "تيركرت"، "قالابهمن"، "قالاخاص"، "قالاخوجا"، "شاهوئردى"، "شاوالت" (شاه ولايت)٫ و ....در "فريدن"، "اوزون بولاق"، "خميسلى"، "سورانا"، "سنگباران" و ....در "فريدون شهر" و "دوشخراط"، "آق داش"، "قالاباباممد" و ...."خومسار"، "قورقن" (قوروقان)، "تيكن"، ؤماكوله"، "حاجيله"، "ارجن" و "ارجنك" و ..."گؤلپه گن" را مي توان نام برد.
گرجى : محدوده اين زبان در فريدن، شهر بوئين و ياندشت و چند روستا در اطراف آن، شهر فريدون شهر و چند روستاى اطراف آن مي باشد. از روستاهاى گرجى مي توان به افوس، چوقيورت، شاهيوردى، شيشگا، خويگان، آغچاى، داشكسن و چند روستاى ديگر اشاره نمود. از ميان اينها افوس و شيشگان و خويگان به زبان فارسى و "شاهيوردى" و "داشكسن" به زبان تركى صحبت مي كنند. اين را هم بايد قيد نمود كه در "بوئين" و "مياندشت" و "فريدونشهر" هم جمعيت تركها وزنه دار است.
ارمنى : اين زبان در آغاز سده حاضر داراى موقعيت مهمى در فريدن بوده .....ارمني هاى فريدن علاوه بر زبان ارمنى زبان تركى را نيز به درستى تكلم مي كنند و از ادبيات شفاهى ترك فوق العاده تاثير پذيرفته اند. و به همين سبب بيش از اقوام ديگر به تركها نزديك بوده اند. در حال حاضر در فريدن تنها يك روستاى ارمنى بنام زرنه وجود دارد. علاوه بر آن در هزارجريب، خويگان، داشكسن، بوئين و مياندشت، ناماگيرد، باديگان هم چند خانواده ارمنى ساكن است. .......
ديگرديسى ها : اين اصطلاح را براى آنانكه زبان مادرى و فرهنگهاى خود را رها كرده به زبان ديگرى سخن مي گويند بكار مي برم. علاوه بر دهاتى كه نامشان در بالا ذكر شد، تقريبا همه آنهايي كه در شهرها ساكن اند، و گاهى اوقات در بعضى از روستاها هم دهاتيان فارس زبان مي شوند. در شيشگان زبان مردم نخست از گرجى به تركى و پس از آن از تركى به فارسى تبديل شده است. "شاهيوردى" نيز در همين مسير است. پس از آنكه ارمنيان خويگان را ترك كردند زبان اهالى مستقيما از گرجى به فارسى تغيير يافته است. در اين دگرگيسى ها ماجراى افوس از همه جالبتر است: افوسي ها روزى در مسجد جمع شده و سوگند ياد مي كنند كه زبان گرجى را رها كرده و به فارسى سخن بگويند! و گويا اين تنها سوگندى است كه به جا آورده شده است!
چند زبانه ها : نمونه روشن اين "داش كسن" است. در داش كسن همه قادر به سخن گفتن به زبانهاى تركى، گرجى و ارمنى و البته زبان فارسى هستند. در "دره سارى" و "ازنووله"، مردم علي رغم آنكه ترك هستند به زبان لرى نيز ميلا صحبت مي كنند.
(نگاهى كوتاه به تركى فريدن (لهجه هاى فريدنى زبان تركى-مهران بهارى
خلق ترك فريدن به سبب دورى چند صد ساله از همزبانان خود به شيوه خاصى از زبان تركى سخن مي گويد. اين شيوه را مي توان به دو گروه اساسى تقسيم نمود: يكى آنكه گذشته نقلى را با پسوند "-ميش-miş-" صرف مي كند، كه من آنرا "گروه ميش" مي نامم، ديگرى آنكه اين زمان را با پسوند "-ايب-ib-" صرف مي كند و به همين خاطر نام آن را "گروه ايب" گذارده ام. .......مي توان گفت كه ادبيات شفاهى آذربايجان بر زبان اينها تاثير عميقى گذارده است. در فريدن از گفته هاى عاشقان آذربايجان و مجموعه هاى عاشقى آذربايجان ("عاشيق غريبAşıq Qərib-"٫ "توفارقانلى عاشيق عاباسTufarqanlı Aşıq Abbas-"٫ "شاه ايسماعيلŞah İsmayıl-"٫....) آثار و يادگارهاى بسيار موجود است......
گروه "ميش"
در اين گويش ماضى نقلى بدين شكل صرف مي شود: "گلميشمgəlmişəm-"٫ "گلميش اىgəlmişəy-" ("گلميش اينگ"؟gəlmişiŋ-)٫ "گلميشدورgəlmişdur--"گليبدورgəlibdur-"٫ "گلميشگgəlmişig-"٫ "گلميش ايزgəlmişiz-"٫ "گلميشلرgəlmişlər-"-"گليبلرgəliblər-".
در اين گويش از پسوند "دور" بسيار استفاده مي شود. در پايان جمله هاى اسمى مانند فارسى "دور-dur-" بكار مي رود . مثلا "هاوا سويوخدورhava soyuxdur-"٫ "هاوا دومانلىدورhava dumanlıdur-".
روستاهاى شرق فريدن و شهر "چادگان" به اين گويش سخن مي گويند. روستاى "توخماقلى" در غرب فريدن نيز مربوط به اين گروه است.
گروه "ايب"
در اين گويش از پسوند "دور" به هيچ وجه استفاده نمي شود. به جاى آن يك كسره ( (-e,-ye بكار مىرود: "هاوا سوووقهhava sovuqe-"٫ و يا "هاوا دومانلييهhava dumanlıye-".... البته اگر جمله به حرف صدادار ختم شود كوتاه تر مي شود: "هاوا دومانليىhava dumanlıy-".
گذشته نقلى هم اينگونه صرف مي شود: "گليبمgəlibəm-"٫ "گليب اىgəlibəy-" (گليب اينگ؟gəlibiŋ-)"٫ "گليبىgəlibəy-"-"گليبgəlib-"٫ "گليبيگgəlibig-"٫ "گليب ايزgəlibiz-"٫ "گليبلرgəliblər-".
روستاهايى كه به اين گويش سخن مي گويند عبارتند از در غرب "فريدن"، "تيركرت"، "كيرت"، "قالاخاص"، "قالاخوجا"، "قالابهمن"٫ "دره سارى"، "دره سوخته"، "دره حوض"، "بيليتيجه"٫ "هينديكوش"٫ "يوخارى نوغان" و "آشاقى نوغان"، "مويرك"، "چمن سلطان" و ....در اين گويش از علامت زمان آينده استفاده نمي شود و بجاى آن از زمان مضارع بكار مي رود. "گله جه يمgələcəyəm-" >>> "گللمgəlləm-"٫ "گئده جكلرgedəcəklər-">>> "گئده رلرgedərlər-" ("گئده للرgedəllər-").
|